تدوین الگوی پارادایمی بهره‌برداری پایدار از منابع آب در مناطق بیابانی با تأکید بر عوامل مؤثر بر به‌کارگیری دانش بومی

نویسندگان

1 پژوهشگر مرکز تحققیات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان سمنان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، سمنان، ایران

2 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات اقتصادی - اجتماعی و ترویج کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان سمنان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، سمنان، ایران

3 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات بیابان، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2025.134832
چکیده

سابقه و هدف آب به‌عنوان یکی از عوامل اساسی در حفظ پایداری سرزمین‌های خشک و بیابانی شناخته می‌شود. در این زیست‌بوم‌های حساس، مدیریت پایدار منابع آبی مستلزم اتخاذ سیاست‌هایی متناسب با شرایط بومی و مشارکت فعال جوامع محلی است. با این حال، دانش بومی که بر پایه تجربیات زیسته و سازوکارهای مبتنی بر طبیعت شکل گرفته، اغلب در فرایندهای رسمی برنامه‌ریزی توسعه نادیده گرفته می‌شود. هدف این پژوهش، شناسایی و تبیین ساختار و ابعاد دانش بومی مرتبط با مدیریت منابع آب در شهرستان شاهرود است؛ منطقه‌ای که با چالش‌های زیست‌محیطی مانند شوری آب و خاک، کاهش میزان بارش و فرونشست زمین مواجه است.مواد و روش‌ها این مطالعه به روش کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد به شیوه اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان محلی، کشاورزان با تجربه و متخصصان حوزه منابع طبیعی و محیط‌زیست بود که با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته عمیق و در ۲۵ جلسه تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شدند. تحلیل داده‌ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد تا الگوی مفهومی دانش بومی مدیریت پایدار منابع آب استخراج شود.یافته‌ها نتایج پژوهش بیانگر آن است که پدیده محوری «هم‌افزایی و تلفیق دانش بومی و دانش نوین» زیربنایی اساسی برای مدیریت پایدار منابع آب در شهرستان شاهرود فراهم می‌کند. تعهد و خودآگاهی جوامع محلی نسبت به میزان و تخصیص منابع آبی، همراه با دانش چندنسلی در حوزه منابع آب، بستر مستحکمی برای حفاظت از این منابع ایجاد کرده است. اگرچه چالش‌هایی مانند مهاجرت جوانان و ورود فناوری‌های نوین برخی از روش‌های سنتی را تحت تأثیر قرار داده است. دانش بومی شامل درک عمیق از الگوهای بارش و خشکسالی، همچنان به عنوان سرمایه‌ای ارزشمند و تأثیرگذار باقی مانده است. ساختارهای اجتماعی محلی از قبیل توافقات عرفی در توزیع عادلانه آب و نظام‌های نوبت‌دهی، نقش مهمی در توزیع منصفانه منابع ایفا می‌کنند. نهادهای دولتی و سازمان‌های محلی با سرمایه‌گذاری در احیای قنات‌ها، توسعه زیرساخت‌ها و ارتقاء توانمندی سیاست‌گذاران، در تقویت این دانش و مدیریت منابع نقشی کلیدی دارند. تلفیق دانش بومی و دانش نوین از طریق راهبردهای مشارکتی، آموزش مستمر و بهره‌برداری هوشمندانه، ضمن افزایش بهره‌وری و حفظ تعادل اکولوژیکی، انسجام اجتماعی و ماندگاری جمعیت روستایی را تقویت و زمینه توسعه پایدار را فراهم می‌نماید. موفقیت در مدیریت منابع آب شهرستان شاهرود مستلزم رویکردی جامع است که شرایط علی، زمینه‌ای و مداخله‌گر را در کنار ظرفیت‌های دانش بومی و حمایت نهادی به هم پیوند می‌دهد.نتیجه‌گیرییافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نظام دانش بومی در مناطق بیابانی شهرستان شاهرود نه تنها منبعی غنی از دانش تجربی بلکه چارچوبی کارآمد برای حکمرانی بومی منابع آب است. مؤلفه‌هایی مانند تجربه‌گرایی زیست‌محیطی، استمرار سنت‌های مدیریتی و ارزش‌محوری در بهره‌برداری، بسترهای مؤثری برای طراحی سیاست‌های مشارکتی و توسعه پایدار در حوزه مدیریت منابع آب به‌شمار می‌آیند.