پیوندهای تشیع و ادبیات فارسی در قرن هفتم و هشتم: بررسی نقادانه نشانههای تشیع در آثار سعدی و حافظ
نویسندگان
1 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم تربیتی، گرایش آموزش ابتدایی، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران.
doi
10.22034/jis.2022.257053.1585چکیده
در بررسی تاریخ ادبیات فارسی تا پیش از قرن هفتم، اسامی گروهی از بزرگان ادب فارسی همچون کسایی، فردوسی، سنایی، قوامی رازی، ناصرخسرو و ... را در زمره شیعه آل عبا مشاهده میکنیم. شیعت حیدر (مرتضی) در قرن هفتم بیشتر میشوند و در پی آن پیوندهای مذهب امامیه و ادبیات فارسی در قرن هفتم و هشتم استوار میشود. این نوشتار با روش دستهبندی، توصیف و تحلیل دادهها و سرانجام بررسی ژرفانگر (روش واکاویسنجشی) زمینهها و نشانههای تشیع را در سرایندگان پارسی سدههای هفتم و هشتم میکاود، و گرایشهای امامی سعدی و حافظ را بازمیجوید و در خلال واکاوی اندیشههای شیعی در ادبیات فارسی آن روزگاران و امعان نظر در سرودههای سعدی و حافظ، با اقامه سه دلیل در صدد است به برآیند دقیقی برسد. در پایان این بررسی با استشهاد به مصادر متقدم، مبرهن و مدلل میشود که سدههای هفتم و هشتم، نگرندۀ شوقی فراگیر به تشیع در ایران و فارس، و خیزابی بلند در اتصال و اتحاد پیروان آل یاسین با ادب فارسی هستیم. حاصل آنکه، شمار شاعران شیعی یا متشیع رو به افزونی میرود. با ثابتشدن این حقیقت تاریخی، بازنگری دقیق و موشکافانهای درباره مذهب سعدی و حافظ انجام میشود. در فرجام و ختام پژوهش، گرایشهای شیعی این دو شاعر بزرگ پارسی که از جان، محب آل رسول و فرزندان فاطمه (س) هستند و دست بر دامان رسول و آل او میزنند، آشکار میشود.