بررسی ارتباط پلورالیسم با فروپاشی سامان زمان و تعدد روایت در فراداستان فارسی

نویسندگان

1 دانشگاه فردوسی مشهد

2 دانشگاه فردوسی مشهد

3 دانشگاه فردوسی مشهد

doi
10.22067/jls.v0i0.71580
چکیده

فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت، خصیصه ‌هایی هستند که در اکثر فراداستان ­های ایرانی به‌وضوح دیده می­شوند و می­توان گفت جزو ویژگی ­های غالب فراداستان فارسی هستند. در واقع فراداستان ویژگی ­های بسیار زیادی دارد، اما در فراداستان فارسی تنها چند ویژگی غالب است که فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت از آن ویژگی ­هایند. غلبه این دو ویژگی در فراداستان فارسی با توجه به پراکندگی ویژگی­ های فراداستان در آثار خارجی در ارتباط با مسئله پلورالیسم در جامعۀ ایران قابل بررسی است. به‌طورکلی می­توان گفت در ایران، در دهه هفتاد با مطرح شدن مبحث نواندیشی دینی و سپس چندگانگی فرهنگی و پلورالیسم، نوعی نگرش نسبی اندیشی رواج پیدا کرد. این مباحث با مقاله­های مجله کیان آغاز شد و به چاپ کتاب صراط ­های مستقیم و هویت چهل ‌تکه منجر شد. آنچه بیش از همه از چالش مطرح شدن مبحث پلورالیسم برآمد نگرش نسبی اندیشی بود که با وجود مطلق اندیشی­ هایی که پیش‌ازاین در گفتمان دینی مردم وجود داشت به یک مسئله حساسیت‌ برانگیز بدل شد و ازاین‌رو تأثیر این وضعیت در فراداستان فارسی به‌عنوان غلبه دو کنش فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت ظهور کرد که زاییده یک نگرش نسبی ‌گراست. با نظر به آرای بوردیو می­توان پیدایش مبحث پلورالیسم را موقعیت در نظر گرفت و فروپاشی سامان زمانی و مکانی روایت و تعدد روایت را کنش. طی بررسی موقعیت، ما به ویژگی ­ای از کنش رسیدیم که بوردیو آن را منش می­نامد و بر این باور است که منش­ها با موقعیت­ ها ارتباط دارند و این منش همان نگرش نسبی اندیشی است که منجر به خلق و غلبه­ چنین ویژگی ­هایی در فراداستان فارسی شده است.