شناسایی و تبیین مولفه‌های اصلی پایداری نهادهای مشارکتی در پروژه های مدیریت مشارکتی مقابله با بیابان‌زایی در استان خراسان جنوبی

نویسندگان

1 استادیار پژوهش، بخش تحقیقات بیابان، موسسه تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران

2 پژوهشگر توسعه روستایی و مسائل اجتماعی منابع طبیعی و کشاورزی، گرگان، ایران

3 دکتری منابع طبیعی و پژوهشگر پژوهشکده سوانح طبیعی. تهران. ایران

4 کارشناس اجرایی، پروژه بین المللی ترسیب کربن، اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان خراسان جنوبی، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2024.132033
چکیده

چکیدهسابقه و هدفنهاد مشارکتی، اولین و ضروری­ترین رکن تقویت سرمایه اجتماعی به حساب آمده که پایداری آن ضامن بقا و استمرار مشارکت اجتماعات محلی در پروژه­های مدیریت منابع طبیعی است. گروه­ توسعه روستا و صندوق­ اعتباری خرد، دو نهاد اجتماعی و اقتصادی مهم در اجرای پروژه بین­المللی احیای اراضی جنگلی و تخریب یافته با تأکید ویژه بر اراضی حساس به خاک‌های شور و اراضی مستعد ﻓرسایش بادی (RFLDL) در شهرستان سرایان استان خراسان جنوبی بوده که درس­آموخته­های ارزشمندی از مشارکت بهره­برداران در اجرای اثربخش­تر پروژه­های مقابله با بیابان­زایی به همراه داشته­اند. پایداری این نهادها منوط به شرکت و فعالیت اعضا در نشست‌های تصمیم‌گیری گروه‌های توسعه در جهت تقویت سرمایه­های اجتماعی، اقتصادی، انسانی، طبیعی و فیزیکی روستا و همچنین رعایت مقررات آیین­نامه صندوق اعتباری خرد و واریز مبالغ خرد ماهانه است. با اینحال فعالیت کم یا انحلال برخی از این نهادها، امروزه به یکی از چالش­ها و دغدغه­های مهم کارشناسان اجرایی پروژه یادشده تبدیل شده است. تحقیق حاضر با هدف تبیین عوامل اصلی عدم پایداری این نهادها به انجام رسید.مواد و روش‌ها این تحقیق از نظر روش، توصیفی-تحلیلی، از نظر هدف، کاربردی و روش گردآوری اطلاعات به دو روش اسنادی و پیمایشی است. جامعه هدف، کلیه اعضای گروه­های توسعه روستا و صندوق­های اعتباری خرد در روستاهای هدف اجرای پروژه RFLDL در شهرستان سرایان است. ابزار سنجش تحقیق، پرسشنامه محقق­ساخته بوده، که بر اساس فرمول کوکران و تطبیق با جدول کرجسی و مورگان ، 96 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. پس از تایید روایی با نظر متخصصان، پایایی پرسشنامه برابر 83/0 به دست آمد که نشان از قابلیت اعتماد مناسب است. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از نرم افزار 22SPSS انجام گرفت. بررسی رابطۀ بین متغیرها با استفاده از نرم‌افزار Smart PLS3 انجام شد. برای این منظور بار عاملی هر یک از گویه‌ها به دست آمد.نتایجنتایج مربوط به تبیین مولفه‌های اصلی پایداری نهادهای مشارکتی در قالب 4 گروه عوامل اجتماعی – فرهنگی، اقتصادی -معیشتی،  آموزشی – ترویجی و سیاستگذاری- مدیریتی طبقه بندی و اولویت‌بندی شد. بر این اساس در عوامل اجتماعی – فرهنگی گویه های "عدم توجه به ویژگی‌های ساختاری و ترکیب گروه‌ها"، "فقدان تعهد و احساس مسئولیت لازم در بین اعضای گروه" و "فقدان الگوی مشخص برای حفظ و بقای گروه‌ها"، در عوامل اقتصادی گویه‌های "سرمایه مالی اندک صندوق"، "پایین بودن مبلغ تسهیلات صندوق" و "ناتوانی صندوق در انعقاد قرارداد و جذب سرمایه از سایر منابع"، در عوامل آموزشی – ترویجی گویه‌های "هم‌زمان نبودن مهارت‌آموزی با اعطای وام " و "ناکافی بودن آموزش‌ها برای استفاده موثر از تسهیلات" و در عوامل سیاستگذاری- مدیریتی گویه "تامین نشدن تسهیلات دولتی برای حمایت از صندوق‌ها" دارای بیشترین اولویت بودند. نتایج بررسی فرضیه­ها و تحلیل مسیر نیز نشان داد که مولفه‌ی مدیریتی- سیاستگذاری با ضریب 581/0-0، قوی­ترین تأثیر منفی و معنی­داری را بر پایداری نهادهای مشارکتی در سطح 99 درصد داشته است.نتیجه‌گیری به طور کلی نتایج این تحقیق نشان می‌دهد عوامل سیاستگذاری – مدیریتی و عوامل اجتماعی (بخصوص ساختار و ترکیب نهادها) به عنوان مهمترین عوامل پایداری نهادهای مشارکتی محسوب می­گردند. لذا پیشنهاد می‌شود کارشناسان وتسهیلگران، ابتدا هماهنگی و انسجام سازمانی را در سطح دست­اندرکاران دولتی تقویت بخشیده و ضمن تامین اعتبارات مناسب، موانع حقوقی پیش­روی مشارکت اجتماعات محلی در اجرای پروژه­های مقابله با بیابان­زایی را مرتفع سازند. همچنین لازم است مطالعات تحلیل شبکه‌، به منظور دستیابی به ترکیب مناسب اعضا، در مرحله تاسیس و استقرار نهادها مد نظر قرار گیرد.