تحول میان‌نسلی در زندگی علمی استادان دانشگاه

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه پیام‌نور

2 دانشیار گروه آموزش عالی مؤسسة پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

doi
10.22059/jisr.2018.255505.660
چکیده

مدت‌هاست که زندگی دانشگاهی در ایران با مناقشه روبه رو شده و عملکرد آموزشی و پژوهشی دانشگاهیان درگیر تغییراتی مهم و بحث‌انگیز شده است. در این میان، برخی دعاوی بیانگر رنگ‌باختن ارزش‌ها، هنجارها و مسئولیت‌های دانشگاهی و دیگر تغییرات شده‌اند. این مسائل برای ایران، آن هم در دنیایی که زندگی بیش‌ازپیش دانش‌بر شده است، اهمیتی حیاتی دارد و مطالعة آن ضروری است. هدف پژوهش حاضر، تحول زندگی علمی میان سه نسل از استادان دانشگاه است که با استفاده از روش کیفی و نظریة مبنایی صورت گرفته است. مشارکت‌کنندگان در چارچوب نمونة هدفمند از میان استادتمام‌های سه دانشگاه جامع (دانشگاه‌های تهران، تربیت‌مدرس و شهید‌بهشتی) انتخاب شده‌اند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های اکتشافی عمیق و نیمه‌ساختمند در حد اشباع نظری با کمک 52 نمونه فراهم شد و تحلیل آن با استفاده از نرم‌افزار اطلس‌تی.‌آی صورت گرفت. براساس یافته‌ها، استادان در تعامل با شرایط علی، محیطی و زمینه‌ای راهبردهای متفاوتی داشته‌اند. نسل اول با دانشگاه‌های آموزشی و نخبه‌گرایانه خو گرفته‌اند و آموزش نزد آن‌ها بیش از پژوهش اهمیت دارد. همچنین ارتباط آن‌ها با دانشجویانشان استادشاگردی است و اقامت تمام‌وقت در پردیس عادتی علمی برای آن‌هاست. استادان نسل دوم با چرخش دانشگاه به سمت پژوهش، به ترکیبی از آموزش و پژوهش پرداخته‌اند و برخی از آن‌ها به‌سوی پروژه‌های کاربردی و طرح‌های بزرگ سوق پیدا کرده‌اند، اما استادان نسل سوم به‌نوعی مادیات‌گرا شده‌اند و چندپیشه‌گرایی آن‌ها اقامت آن‌ها را در پردیس کاهش داده است. این استادان به‌دنبال تأسیس شرکت‌های دانش‌بنیان و اجتماعی‌سازی کسب‌وکار دانشجویی هستند تا از علم تولید ثروت کنند. نتیجة این راهبردها بیانگر افول هنجارها تا اهمیت امور صنفی و منفعت‌طلبی از حرفة علمی است. با وجود تفاوت‌های این سه نسل، نگرانی‌های مشترکی در میان آن‌ها وجود دارد. از جمله غلبة امر سیاسی بر امر دانشگاهی، سیطرة کمیت و افت کیفیت، ضعف تعاملات اجتماعی، مقاله‌گرایی صوری، گسترش بی‌رویه و ناموزون آموزش عالی، ضعف همکاری‌های علمی بین‌المللی و ضعف سرمایه‌های اجتماعی.