فرزندآوری در تقاطع ساختارهای نهادی، یک نظریۀ زمینه‌ای از مسألۀ بی‌فرزندی/تک‌فرزندی در شهر اصفهان

نویسندگان

1 دکتری جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی ایران، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

2 دانشیار جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

3 استاد جمعیت‌شناسی، گروه جمعیت‌شناسی و مردم‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

4 دانشیار جمعیت‌شناسی، گروه جمعیت‌شناسی و مردم‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه یزد، یزد، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.28788.2266
چکیده

اهداف: در سالیان اخیر کاهش باروری در ایران و آثار و پیامدهای بالقوۀ آن در کانون توجه سیاست­گذاران قرار گرفته است. هدف مطالعۀ حاضر، تبیین اهمیت سبک زندگی زوجین در جهت‌دهی تصمیم آنان به بی‌فرزندی/تک‌فرزندی می‌باشد. روش مطالعه: برای این منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و روش‌شناسی نظریۀ زمینه‌ای با رهیافت نظام‌مند استراوس و کربین، 30 مصاحبۀ عمیق در بازۀ زمانی فروردین تا مرداد 1403، با مشارکت‌کنندگان در بازۀ سنی 45-28 سال صورت گرفت. مصاحبه‌ها با 15 زوج بی‌فرزند که حداقل 3 سال از ازدواجشان می‌گذرد و 15 زوج تک‌فرزند که یک فرزند بالای 5 سال دارند انجام شد و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار گردآوری داده‌ها مصاحبۀ نیمه ‌ساختاریافته بود و تحلیل داده‌ها به شیوۀ کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت. یافته‌ها: مقوله‌های اصلی تحقیق شامل: فقرِ فرزندزدا، فرزند در تقاطع سبک زندگی، فرزند در تقاطع ساختارهای اجتماعی، فرزند در تقاطع ساختارهای ذهنی، بی‌فرزندی به‌مثابه یک مصالحه، تمایل به بی‌فرزندی در ایران و تک‌فرزندی به‌مثابه یک مصالحه است. مقولۀ هسته، مستخرج از مقوله‌های اصلی «مصالحۀ ساختاری/نهادی در بی‌فرزندی/تک‌فرزندی» برساخت شد. نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد فرآیند نوسازی و توسعه در ایران به موازات جامعۀ جهانی، منجر به تحولات فرهنگی عمیقی شده است. این تحولات را می‌توان به‌صورت مشخص در تغییر سبک زندگی افراد و رشد فردگرایی تبیین نمود. درواقع، تحولات فرهنگی از الگوهای سنتی مبتنی بر خانواده و فرزندمحوری به سمت الگوهای مبتنی بر فردگرایی در حال جابه‌جایی است و این تحول در عرصه‌های مختلف زندگی و زیست افراد ازجمله تحولات عناصر مختلف خانواده و ازجمله الگوهای فرزندآوری اثرگذار بوده است. درنتیجه، عوامل ساختاری/نهادی در کنار باورهای ذهنی، به‌طور هم­زمان موانع مهمی بر سر راه فرزندآوری ایجاد کرده‌اند.