رهیافت جامعه‌شناسی علم به نظام پذیرش دانشجو در ایران با تأکید بر پذیرش تلفیقی کنکور و سوابق تحصیلی

نویسندگان

1 استاد، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دکتری جامعه‌شناسی اقتصادی و توسعه، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی (پردیس البرز)، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

3 استاد، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.29042.2273
چکیده

اهداف: آزمون سراسری (کنکور) به‌عنوان پدیده‌ای اجتماعی-آموزشی، تأثیر عمیقی بر عملکرد نظام آموزش عالی ایران دارد. هدف این مطالعه، ارائۀ چارچوب سنخ‌شناختی جامع از فرآیند پذیرش دانشجو در نظام آموزش عالی ایران با تمرکز بر روش تلفیقی (ترکیبی از نمرۀ کل کنکور و سوابق تحصیلی) و شناسایی چالش‌ها و فرصت‌های هریک از شیوه‌های پذیرش و اثرات آن بر کیفیت و عدالت آموزشی است. روش مطالعه: این تحقیق کیفی مبتنی بر رهیافت تلفیقی در چارچوب جامعه‌شناسی علم طراحی شد. داده‌ها از طریق مصاحبۀ نیمه ‌ساختاریافته و عمیق با 13 نفر از استادان دانشگاه، معلمان و پژوهشگران حوزۀ کنکور و آموزش عالی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل تماتیک انجام شد و مضمون‌های اصلی استخراج گردید. یافته‌ها: تحلیل تماتیک مصاحبه‌ها منجر به شناسایی نه مضمون کلیدی شد: (یادگیری سطحی، کیفیت آموزش، فشار روانی تحصیلی، عدالت آموزشی، اعتماد به نظام آموزشی، تجاری‌سازی آموزش، اصلاح فرآیند پذیرش، به­سازی نظام آموزشی، ارزیابی پویا). بر پایۀ نظریه‌های جامعه‌شناسی علم، نظام‌های علمی باید ارزش‌هایی چون شک‌گرایی سازمان‌یافته، بی‌طرفی و جهانی‌گرایی را منعکس کنند. اما شاخص‌های پذیرش مبتنی بر کنکور و سوابق تحصیلی عمدتاً بر حفظیات تأکید دارند و مهارت‌های انتقادی و خلاق را به حاشیه می‌رانند. همچنین نابرابری‌های ساختاری در دسترسی به آموزش باکیفیت، زمینۀ بروز تقلب و کاهش عدالت را تشدید می‌کند. فشارهای اقتصادی (مافیای کنکور)، سیاسی (عدم اصلاح ساختاری) و اجتماعی (انتظارات خانواده‌ها) نیز بر این تعارضات می‌افزایند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که نظام پذیرش فعلی، به‌دلیل تأکید بر معیارهای نمره­محور و تأثیر فشارهای بیرونی، از انتقال و تجلی ارزش‌های درونی نظام علمی بازمانده است. این وضعیت موجب تقویت یادگیری سطحی، استرس و رقابت ناسالم و تضعیف عملکرد آموزشی واقعی (پرورش تفکر انتقادی و استعدادها) می‌شود. بنابراین، بازنگری مستمر در سازوکارهای پذیرش دانشجو و توجه جدی به عدالت آموزشی ضروری است تا ظرفیت‌های واقعی نظام علمی- آموزشی ایران احیا گردد.