خوانشی انتقادی از مطالعات خشونت علیه زنان در ایران: با تأکید بر قتل ناموسی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.29241.2282
چکیده

اهداف: قتل ناموسی یکی از اشکال افراطی خشونت علیه زنان است که در جوامع مختلف با توجیهات مختلف صورت می­گیرد. پژوهش حاضر تلاش دارد برخلاف رویکردهای ذات‌گرایانه که فرهنگ قومی را منشأ مطلق قتل‌های ناموسی معرفی می‌کنند، با کاوش در لایه‌های عمیق‌تر واقعیت اجتماعی، سازوکارهای پیچیده‌ای را آشکار کند که در پیوند با عوامل فرهنگی، اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و گفتمانی به وقوع قتل‌های ناموسی منجر می‌شوند. روش مطالعه: پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رویکرد رئالیسم انتقادی و روش مرور انتقادی ادبیات روی 12 مطالعۀ فارسی‌زبان (8 مقاله، 3 پایان‌نامه در مقطع تحصیلات تکمیلی، 1 کتاب) دربارۀ قتل ناموسی، ادبیات موجود را مورد نقد قرار داده و سپس به تحلیل ساختارها، مکانیسم‌ها و زمینه‌هایی می‌پردازد که به تداوم این پدیده در بستر اجتماعی خاصی دامن می‌زنند. یافته‌ها: درهم‌آمیزی ساختارهای سیاسی، حقوقی، اقتصادی، فرهنگی و گفتمانی، منجر به اعمال سلطه بر بدن و زندگی زنان شده و نقش مهمی در بازتولید نظم مردسالار و مشروعیت‌بخشی به خشونت‌های ناموسی ایفا می‌کنند. نتیجه­‌گیری: نتایج پژوهش دلالت بر آن دارد که تحلیل رئالیسم انتقادی می‌تواند امکان درک چندلایه و عمیق از قتل ناموسی را فراهم آورده و از تقلیل آن به «کلیشه­های فرهنگی» پرهیز کند.