دو امشاسپند خرداد و امرداد و نشانههای آنان در شاهنامه
نویسندگان
1 دانشگاه فرهنگیان دانشکده شهید باهنر
doi
10.22067/jls.v0i0.74440چکیده
در میان آثار ادب فارسی، شاهنامه بیشک نزدیک ترین آنها به سامانۀ باورشناختی ایران باستان است. در این مقاله کوشیدهایم که با استفاده از روش تحلیل محتوا نشانههای استوار و گمانآمیز دو امشاسپند خرداد و امرداد را در شاهنامه تحلیل نماییم. هدف پژوهش پاسخ به این سؤال است که چرا اندیشۀ امشاسپندان با وجود اهمیت معرفتی آن در متن شاهنامه به حسب ظاهر چنین کم اثر و بیفروغ است. در این پژوهش پس از ذکر معانی و ویژگیهای عمومی امشاسپندان و نیز کارکردهای اختصاصی خرداد و امرداد به جستو جوی نشانه های آشکار و پنهان این دو امشاسپند در شاهنامه پرداختیم. علاوه بر یافتن تنها ذکر صریح این دو امشاسپند در شاهنامه، تمامی مواردی که ویژگی های عمومی امشاسپندان و اختصاصات این دو را در بر دارند شمارش کردیم و پس از محاسبۀ میزان بسامد آنها به تحلیل محتوایی و مفهومی یافته ها پرداختیم. در اثر این پژوهش، نتایجی همچون یافتن تنها یادکرد امشاسپندان در داستان کیخسرو و پیوند آن با کمال و جاودانگی وی، حضور کارکرد مذهبی و باورشناختی امشاسپندان و عدم تلقی فلسفی و هستیشناختی از آنان، وجود هشت یادکرد از امشاسپند خرداد به عنوان خردادماه و خردادروز و عدم یادکرد امرداد در این معانی و دستیافت های دیگر حاصل گردید.