تهران، شهری با بحران حافظه: مطالعه ای جامعه شناختی از حافظه شهری در تهران

نویسندگان

1 استادیار جامعه‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.29514.2299
چکیده

اهداف: حافظۀ شهری مفهومی است که اخیراً مورد توجه محققان شهری قرار گرفته است. این مفهوم بر مبنای این ایده شکل گرفته که یک شهر تجلی­گاه اصلی حافظۀ جمعی است؛ مکان­ها، بناها، مناظر و فضاهای عمومی آن، چارچوب­های معنایی لازم را برای یادآوری گذشته مشترک در اختیار شهروندان قرار می­دهند و به آن­ها امکان می­دهند تا به هویتی مشترک دست یابند. به نظر می­رسد طی سه دهۀ گذشته مناسبات اجتماعی - فضایی حاکم بر تهران به گونه‌ای بوده که این شهر هویت و روح ویژۀ خود را از دست داده و فضاهای عمومی آن، تهی از معنا و تاریخ شده‌­اند. مقالۀ حاضر با تکیه بر ادبیات این حوزۀ مطالعاتی و با استناد به نتایج تحقیقات مرتبط، درصدد است تا الگوهای فراموشی جمعی در تهران را به­‌عنوان نشانگرهای بحران حافظه در آن تشریح کند. روش مطالعه: برای این منظور از تحلیل مضمون به­‌عنوان روشی برای تحلیل و تفسیر الگوهای فراموشی جمعی در مجموعه­‌ای از داده­‌های کیفی که از طریق منابع کتابخانه­‌ای گرد آمدند، بهره گرفته شد. این تحلیل با رویکرد قیاسی انجام گرفت؛ بدین معنا که در ابتدا مضامین به‌­وسیلۀ نظریۀ کانرتون تعیین، سپس علائم، شاخص­ها و شواهد مورد حمایت این نظریه در میان داده­‌های مرتبط با شهر تهران شناسایی و تفسیر شدند. یافته‌ها: پاک­شدگی سرکوبگرانه، فراموشی تجویزی، فراموشی برای ساخت هویت جدید، فراموشی ساختاری، فراموشی به شکل ابطال، فراموشی به شکل کهنگی برنامه‌­ریزی شده و فراموشی به شکل سکوت تحقیرآمیز الگوهای مختلفی از فراموشی جمعی هستند که بر وجود بحران حافظه در شهر تهران دلالت دارند. نتیجه‌گیری: در شکل‌­دهی به این الگوهای فراموشی جمعی و بحران حافظه در تهران، ایدئولوژی و اقتصاد بیشترین نقش را داشته‌­اند. پیامد این وضعیت، ازدست‌­رفتن تصویر ذهنی و قدرت روایت­گری شهر است که می­توانست نقش مهمی در خوانش و درک محیط­‌های شهری و ایجاد حس تعلق به شهر داشته باشد.