تحلیل جامعهشناختی عوامل مؤثر بر گرایش به طلاق در میان زوجین ساکن بابلسر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی مسائل اجتماعی ایران، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران،
2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
3 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.
doi
10.22080/ssi.2025.29510.2298چکیده
اهداف: یکی از مهمترین چالشهای نهاد خانواده در ایران، افزایش میزان طلاق است. پژوهش حاضر اثرات برخی از عوامل اقتصادی- اجتماعی بر گرایش به طلاق را در میان تمامی زوجین متأهل که میتوانند بالقوه مستعد طلاق باشند، مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. روش مطالعه: جهت دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر به روش پیمایش و بهصورت مقطعی انجام شده و دادههای مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری شدهاند. جامعۀ آماری تحقیق، مردان و زنان متأهل شهر بابلسر استان مازندران در سال 1403 برابر با 29564 نفر بوده است که از میان آنها 251 نفر بهعنوان نمونۀ آماری انتخاب شده و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی مورد بررسی قرار گرفتهاند. چارچوب نظری پژوهش حاضر مبتنی بر نظریههای استیگما و مبادلۀ اجتماعی بوده است که براساس آنها چهار متغیر مستقل (استیگمای ادراکشدۀ طلاق از نظر زوجین، استیگمای ادراکشدۀ طلاق در جامعه، مشقت مالی زوجین در حال حاضر و احساس ناامنی اقتصادی در صورت وقوع طلاق) استخراج شده است. یافتهها: نتایج توصیفی تحقیق نشان داد که در مجموع نزدیک به دو سوم از پاسخگویان (3/63 درصد) دارای گرایش متوسط (8/41 درصد) و زیاد (5/21 درصد) به طلاق بودهاند که این میزان بهطور معناداری در بین زنان، زوجین جوان، تازه ازدواجکرده، بدون فرزند، متولد شهر و با درآمد بالاتر، بیشتر از بقیه بوده است. براساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای مستقل و برخی متغیرهای زمینهای، توانستند در مجموع 23 درصد از نوسانات در میزان گرایش به طلاق را پیشبینی کنند که از میان آنها، به ترتیب متغیرهای رضایت از تفاوت سنی با همسر، استیگمای ادراکشدۀ طلاق در جامعه، تعداد فرزندان، استیگمای ادراکشدۀ طلاق از نظر زوجین و جنس بیشترین تأثیر را داشتهاند. نتیجهگیری: عدم ارتباط معنادار متغیرهای اقتصادی با گرایش به طلاق در مقایسه با متغیرهای اجتماعی، نیازمند توجه ویژه سیاستگذاریهای کاهش طلاق بر عوامل اجتماعی- فرهنگی میباشد.