شناسایی و سطحبندی چالشهای فراروی آموزش عالی ایران مبتنی بر تکنیک مدل-سازی ساختاری تفسیری
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
2 دستیار پژوهشی، کارشناسی ارشد برنامهریزی آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه اراک، اراک، ایران.
doi
10.22080/ssi.2025.29607.2302چکیده
اهداف: شناخت چالشهای پیش روی آموزش عالی نقش مهمی در برنامهریزی و مدیریت آموزش عالی ایفا میکند. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف مدلسازی ساختاری تفسیری نظام مسائل آموزش عالی ایران انجام شد. روش مطالعه: روش پژوهش، مطالعۀ موردی از نوع مدلسازی بود. جامعۀ آماری پژوهش، خبرگان آشنا به حوزۀ آموزش عالی و مدیران آموزش عالی بودند که بهصورت نمونهگیری هدفمند 21 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل اسناد و پرسشنامۀ خودتعاملی ساختاری تفسیری بود و برای تجزیهوتحلیل دادهها از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری و نرمافزار میکمک استفاده شد. یافتهها: نتایج بهدستآمده نشان داد که 10 عامل شامل استقلال دانشگاهی و آزادی آکادمیک، ارتباط با صنعت و جامعه، برنامهریزی مشارکتی و مبتنی بر گفتوگو با ذینفعان، تأمین مالی، رهبریتحولخواه و انعطافپذیر، تضمین کیفیت آموزش و پژوهش، چالش زیستمحیطی، بینالمللی شدن، یادگیری مادامالعمر، تودهای شدن آموزش عالی بهعنوان اصلیترین مسائل در آموزش عالی ایران هستند. تحلیل دادههای مربوط به سطحبندی نشان داد که در بین این مسائل، استقلال دانشگاهی و آزادی آکادمیک، تودهای شدن آموزش عالی، رهبری تحولخواه و انعطافپذیر بهعنوان زیربناییترین مسائل آموزش عالی، مسائل دیگر را تحت تأثیر قرار میدهند. علاوه بر این، خروجی نرمافزار میکمک نشان میدهد که مسألۀ ارتباط با صنعت و جامعه، بینالمللی شدن و تأمین مالی بهعنوان متغیرهای پیونددهندهۀ دارای بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین قدرت وابستگی دارای بالاترین تأثیرگذاری و تأثیرپذیری بر متغیرهای دیگر هستند. نتیجهگیری: ازآنجاییکه زیربناییترین مسائل آموزش عالی مربوط به شاخصهایی همچون آزادی آکادمیک و تودهای شدن است که خارج از ارادۀ دانشگاههاست، تصمیمگیری برای بهبود وضعیت آموزش عالی باید با هماهنگی نهادهای ملی و فرادانشگاهی همچون شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت گیرد تا بتواند جهتگیریهای کلی آموزش عالی را تحت تأثیر قرار دهد.