فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه‌ای شکل گیری کودکان کار

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری ، گروه علو م اجتماعی ، دانشکد ۀ علوم انسانی، واحد قوچان ، دانشگا ه آزاد اسلامی ، قوچان ، ایران.

2 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

3 استادیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم انسانی، واحد قوچان، دانشگاه آزاد اسلامی، قوچان، ایران.

4 استادیار ، گرو ه علوم اجتماعی ، دانشکد ۀ ادبیا ت و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.28243.2239
چکیده

اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه‌شناختی زمینه‌های شکل‌گیری پدیدۀ کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریۀ زمینه‌ای، به بررسی تجارب و دیدگاه‌های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزۀ کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه‌های نیمه‌ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد که شکل‌گیری پدیدۀ کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه‌ای شامل مهاجرت، حاشیه‌نشینی، خرده‌فرهنگ‌های حاشیه‌ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق‌دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت‌های خانوادگی و شرایط مداخله‌گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست‌های اجتماعی، ضعف برنامه‌های مداخله‌ای و اطلاع‌رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت‌های خیابانی به این نوع کار سوق داده می‌شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب‌های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه‌گیری: مقولۀ مرکزی مدل پارادایمی استخراج‌شده نشان داد که پدیدۀ کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته‌ها بیان‌گر آن است که کودکان کار نه‌تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی‌که خیابان به‌عنوان جایگزینی برای حمایت‌های رسمی نقش ایفا می‌کند، سیاست‌های کنونی نه‌تنها نتوانسته‌اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده‌اند.