سیاستهای جلوگیری از ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعۀ ایرانی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران،
2 دانشیار روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
3 استادیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22080/ssi.2025.28529.2257چکیده
اهداف: پژوهش حاضر به بررسی سیاستهای مهاجرتی جمهوری اسلامی ایران و تأثیر آنها بر فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعۀ ایرانی میپردازد. هدف اصلی تحقیق، شناسایی سیاستهایی است که دولت ایران از طریق آنها از ادغام اجتماعی این مهاجرین جلوگیری کرده است. روش مطالعه: این پژوهش از نوع کیفی است و با روش تحقیقی رویکرد نهادی، سیاستهای مهاجرتی ایران را از طریق تحلیل منابع کتابخانهای و با بهرهگیری از ترکیب نظریههای «سیاستهای مهاجرتی» و «ادغام اجتماعی گوردون» مورد بررسی قرار میدهد. یافتهها: مهاجرت افغانستانیها به ایران و حضور مداوم آنها در طی پنج دهۀ گذشته، با مسائل مختلفی در حوزۀ اجتماعی-فرهنگی روبهرو بوده است. ادغام اجتماعی بهعنوان فرآیندی که در آن مهاجرین با پذیرش ارزشها، زبان و ساختارهای جامعۀ میزبان، به عضوی فعال از این جامعه تبدیل میشوند، یکی از مسائل اساسی در سیاستهای مهاجرتی محسوب میشود. بااینحال، با وجود اشتراکات فرهنگی و تاریخی میان ایران و افغانستان، فرآیند ادغام اجتماعی مهاجرین افغانستانی در جامعۀ ایرانی تحقق نیافته است. بررسی سیاستهای جمهوری اسلامی ایران، بهویژه پس از دهۀ هفتاد شمسی، نشان میدهد که دولت ایران نهتنها تمایلی به ادغام اجتماعی این مهاجرین نداشته، بلکه سیاستهای اتخاذشده عمدتاً با رویکردی امنیتی طراحی و اجرا شدهاند. این سیاستها بهصورت نظاممند از ادغام اجتماعی جلوگیری کرده و منجر به طرد اجتماعی مهاجرین افغانستانی شدهاند. نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان میدهد که محدودیتهای ناشی از سیاستهای مهاجرتی ایران، نهتنها مانع از مشارکت فعال و ادغام مهاجرین افغانستانی در جامعۀ ایرانی شده، بلکه پیامدهای منفی امنیتی و اجتماعی نیز به همراه داشته است. ازاینرو، بازنگری در این سیاستها و توجه به ابعاد اجتماعی و انسانی مهاجرت میتواند در بهبود وضعیت مهاجرین و کاهش تبعات منفی این رویکرد مؤثر باشد.