تحلیلی بر نقش عوامل انسانی در بیابانزایی مطالعه موردی: دالان گردوغباری نیاتک در سیستان
نویسندگان
1 محقق بخش تحقیقات بیابان، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران
2 استادیار پژوهشی بخش تحقیقات بیابان، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران، ایران،
doi
10.22092/ijrdr.2023.129899چکیده
سابقه و هدف:بیابانزایی نتیجه فرآیندی چندبعدی بوده و در اثر بهمپیوستگی تعدادی از سازههای محیطی و انسانی آغاز و با ترکیب و همافزایی اثرات مرتبط با شرایط طبیعی، تغییرات اقلیمی و فشار عوامل انسانی گسترش مییابد این پژوهش با هدف واکاوی عوامل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مؤثر بر بیابانزایی در دالان گردوغباری نیاتک در سیستان و با بهرهگیری از چارچوب کاربردی مدلهای تصمیمگیری چند معیاره، مهمترین شاخصهای بیابانزایی انسانساخت را در منطقه مورد مطالعه اولویتبندی و معرفی نموده تا در مباحث مدیریتی و کنترل بیابانزایی و پدیده گردوغبار منطقه بکار گرفته شود. مواد و روش:این پژوهش از نوع پژوهشهای پیمایشی است. ابتدا براساس منابع و مدلهای مرسوم ارزیابی بیابانزایی، 20 شاخص مناسب در قالب 5 معیار با استفاده از ترکیبی از مدلهای مختلف از جمله IMDPA،MICD، MEDALUS همراه با نظرات متخصصین و کارشناسان آشنا به منطقه و نیز تیم اجرایی پژوهش انتخاب و تعیین گردید. دادهها و مقادیر مربوط به شاخصها از طریق منابع اطلاعاتی مختلف شامل گزارشهای مرکز آمار ایران، وزارت نیرو، سازمان جهاد کشاورزی و اداره کل منابع طبیعی استان و همچنین مصاحبه ساختاریافته درمنطقه جمعآوری و سپس عوامل و شاخصهای مورد مطالعه، با استفاده از روش تصمیمگیری چند شاخصهٔ TOPSIS، رتبهبندی شدند و در نهایت نقشه پهنهبندی محدوده مطالعاتی به تفکیک هریک از عوامل انسانساخت تهیه و ارائه گردید. نتایج:نتایج نشان داد عامل سیاست و قوانین به میزان 5/32 درصد، عامل اقتصادی با 1/25 درصد، عامل آب و کشاورزی با 6/20 درصد، بیشترین تأثیر را بر روند بیابانزایی در منطقه داشته است. همچنین رتبهبندی شاخصها نشان داد که شاخص حقابه تالاب هامون و خشکیدگی رودخانه نیاتک با ضریب 69/0، شاخص هماهنگی نهادی و سازمانی با ضریب 6743/0، شاخص توسعه یافتگی روستاها با ضریب 6743/0، شاخص اثربخشی عملیات حفظ و احیاء مناطق بیابانی با ضریب 5596/0، شاخص فقر و درآمد خانوار با ضریب 5988/0، شاخص فشار چرای دام در مراتع با ضریب 4821/0 و شاخص میزان اراضی کشاورزی رهاشده با ضریب 5596/0 بیشترین تأثیر را در فرایند تخریب سرزمین و بیابانزایی منطقه داشته است. نتیجهگیری:نتایج بدست آمده در این تحقیق که حاکی بر اهمیت عواملانسانساخت در بیابانزایی سیستان است با اتکاء بر نتایج این پژوهش مبنی بر اینکه 62 درصد اراضی در دالان فرسایش بادی نیاتک در معرض بیابانزایی شدید و خیلی شدید قرار دارد، ضرورت ایجاب مینماید، یک برنامهٔ عملیاتی بلندمدت با هدف اجراییسازی اقدامات مناسب برای احیاء اراضی بیابانی منطقه از سوی متولیان امر تهیه شود. از طرفی، روش تاپسیس که در این پژوهش برای تعیین شدت بیابانزایی استفاده گردید، با توجه به در نظرگرفتن شاخصهای مناسب، سادهبودن، منعطف بودن، کمهزینهبودن، روش نسبتاً دقیقی است. استفاده از این روش میتواند مدیران و برنامهریزان حوزهٔ بیابان را در شناسایی اولویتهای مؤثر بر بیابانزایی و نیز ارائه برنامههای مناسب برای مدیریت و احیای مناطق بیابانی کمک نماید.