نوگرایی و گرایش به طلاق: مطالعه‌ای در مورد زنان همسردار شهر رشت

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

2 دانشیار، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان، رشت، ایران.

doi
10.22080/ssi.2024.27635.2217
چکیده

اهداف: در سال‌های اخیر، با توجه به اوج‌گیری جریانات مدرنیته، یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی که بیش از پیش جوامع امروزی را درگیر خود کرده، مسألۀ طلاق است؛ اما بررسی پیشینۀ تحقیق نشان داد که توجه چندانی به مبحث نوگرایی و ابزار سنجش این مفهوم کلیدی و تأثیر آن بر میزان گرایش به طلاق به‌ویژه در بین زنان در پژوهش‌های اجتماعی صورت نگرفته است. بر اساس این، هدف پژوهش حاضر تبیین رابطۀ بین متغیرهای نوگرایی و میزان گرایش به طلاق زنان در شهر رشت می‌باشد. روش مطالعه: پژوهش حاضر از نوع کمی و مبتنی بر پیمایش است. جامعۀ آماری کلیۀ زنان همسردار شهر رشت و حجم نمونه شامل 400 نفر از آن‌هاست که با شیوۀ نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی شده انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش‌نامۀ محقق ساخته و چارچوب نظری پژوهش نظریۀ فردی شدن اولریش بک می‌باشد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین تحصیلات، درآمد، نوگرایی، کاهش ارزش‌های سنتی، آزادی انتخاب و بازاندیشی در نقش‌های جنسیتی و میزان گرایش به طلاق زنان رابطه وجود دارد، شدت و جهت این رابطه، متوسط و مستقیم است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که متغیرهای مستقل می‌توانند 35% تغییرات مربوط به میزان گرایش را به طلاق پیش‌بینی کنند. متغیرهای افول ارزش‌های سنتی، آزادی انتخاب، درآمد و بازاندیشی در نقش‌های جنسیتی دارای بیشترین قدرت تبیین تغییرات میزان گرایش به طلاق زنان هستند. نتیجه‌گیری: افزایش روزافزون نوگرایی و مؤلفه‌های آن علی‌الخصوص کاهش ارزش‌های سنتی و افزایش آزادی انتخاب در جوامع امروزی و ایجاد اندیشه‌های نو در زنان نسبت به حقوق و جایگاهشان سبب گرایش فزایندۀ زنان به طلاق در شهر رشت شده است که می‌تواند موجب شکل‌گیری شکل‌های نوینی از خانواده همچون مادرهای مجرد و ... شود و لازم است که جامعۀ آمادگی لازم برای درک و سازگاری و حمایت این شکل‌های جدید را در نهاد خانواده داشته باشد.