بازاندیشی در فرهنگ سیاسی دانشجویان ایرانی: تحلیل ضعفهای نرم و پیامدهای آن
نویسندگان
1 پژوهشگر پسادکترای علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان. اصفهان
2 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان، اصفهان
doi
10.22034/ciu.2026.57.3چکیده
هدف: این پژوهش با تکیه بر نظریۀ فرهنگ سیاسی آلموند و وربا، به بررسی خلقیات و ویژگیهای شخصیتی دانشجویان ایرانی و عوامل مؤثر بر شکلگیری و تقویت آنها پرداخت. روش: روش تحقیق، توسعهای با رویکرد توصیفی- تحلیلی بود و گردآوری دادهها از طریق مطالعات کتابخانهای، میدانی و پرسشنامهای انجام شد و دادهها با نرمافزار اکسل تحلیل شد. یافتهها: دانشجویان در سه بُعد شناختی(قاعدهمندی، تحمل، پذیرش مخالف، شایستهسالاری، واقعگرایی، پرهیز از دوپهلوگویی)، عاطفی(گفتگوی منطقی، احترام متقابل، اعتماد، تقسیم قدرت و ثروت، کنترل هیجانات) و ارزیابانه(عدالت، انصاف، حل مسالمتآمیز اختلافات، توجه به وابستگی گروهی) با ضعفهایی روبهرو بودند. ریشۀ این ضعفها در سه سطح شناسایی شد: فردی(مصلحتگرایی، خودمحوری، سوگیری منفی، آرمانگرایی، فقدان مدارا)؛ روابط میان دانشجویان(غلبۀ فرهنگ سیاسی پدرسالارانه و احساسی، ضعف مشارکت مدنی و دیالوگ سیاسی، قبیلهگرایی)؛ نهادی(سرمایۀ اجتماعی پایین، ناپایداری اجتماعی و ضعف فرهنگ مدنی). نتیجهگیری: تحلیل سهبعدی نگرشی، عاطفی و ارزیابانه، نشان داد فرهنگ سیاسی دانشجویان در وضعیت گذار میان تبعیت و مشارکت بود؛ وضعیتی که به ضعف عقلانیت ارتباطی، غلبۀ هیجان، ناکارامدی در قضاوت و کار جمعی و بازتولید الگوی تبعی- مشارکتی منجر شد. گذار به فرهنگ مشارکتی، مستلزم اصلاح زیرساختهای فرهنگی، تقویت سرمایۀ اجتماعی و نهادینهسازی فرهنگ مدنی است.