برداشت کارکنان و اساتید دانشگاه از عناصرِ فرسودگی فرهنگی در نظام آموزش عالی

نویسندگان

1 دکتری تخصصی مدیریت آموزشی؛ استادیار گروه مدیریت آموزشی، دانشگاه باهنر کرمان. کرمان، ایران

2 . دکتری تخصصی مدیریت آموزشی؛ دانشیار گروه مدیریت، دانشگاه ایلام. ایلام، ایران

doi
10.22034/ciu.2026.57.45
چکیده

هدف: امروزه مختصات آموزش عالی، شاهد اقبال کم نسبت به فعالیتهای فرهنگی، تغییر سلیقۀ نسلها و کاهش توانمندی فعالان فرهنگی است که خود زاییدۀ تشریفاتی بودن فعالیتهای فرهنگی دانشگاههاست. پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد مختلف فرسودگی فرهنگی در نظام آموزش عالی ایران انجام شد. روش: در پژوهش حاضر از رویکرد اکتشافی و روش کیفی تحلیل محتوا استفاده شد. مشارکت‌کنندگان را تمامی فعالان حوزه‌های فرهنگی- اجتماعی دانشگاههای دولتی شهر ایلام، مشتمل بر اعضای هیئت علمی، کارکنان و خبرگانی تشکیل داد که با استفاده از قاعدۀ اشباع نظری داده‌ها و با توجه به گستردگی جامعه، تعداد 30 مصاحبه به شیوۀ نمونه‌گیری گلوله‌برفی انجام شد. برای اطمینان از روایی داده‌ها، از نظرات چند تن از کارشناسان حوزۀ فرهنگی- اجتماعی و اساتید جامعه‌شناسی، مدیریت فرهنگی و مدیریت آموزش عالی استفاده شد. پایایی نیز از طریق تحلیل مضامین مشترک در پاسخهای شرکت‌کنندگان بررسی شد. یافته‌ها: با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، نتایج نشان داد که پدیدۀ فرسودگی فرهنگی، در قالب 9 بُعد مختلف، شامل ساختاری و نمادین(13 شاخص)، ارزشی و هنجاری(11 شاخص)، رفتاری و فرهنگی(10 شاخص)، شناختی و معنایی(10 شاخص)، عملیاتی و رفتاری(11 شاخص)، محیطی (10 شاخص)، فنّاورانه- اطلاعاتی(11 شاخص) تاریخی و گذرا(11 شاخص) و بعد فردی و روان‌شناختی(10 شاخص) قابل تبیین است. نتیجه‌گیری: ابعاد شناسایی‌شده، نشان‌دهندۀ تداخل عوامل و مؤلفه‌های متعددی است که در فرایند کاهش توانمندی‌های فرهنگی فعالان آموزشی و همچنین کاهش جذابیت فعالیتهای فرهنگی در دانشگاهها نقش دارند. بنابر این، اصلاح و بازنگری در رویکردهای فرهنگی و ساختاری دانشگاهها، کلید مقابله با این فرسودگی و احیای نقش مؤثر فعالیتهای فرهنگی در نظام آموزش عالی است.