زندگی زیرِ سایۀ شوهرِ مهاجر: تجربۀ زیستۀ زنان بلوچ در غیاب همسر

نویسندگان

1 دانش‌آموختۀ کارشناسی ارشد جامعه‌شناسی، گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

2 استادیار گروه آموزش علوم اجتماعی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

doi
10.22080/ssi.2024.27959.2231
چکیده

اهداف: پژوهش حاضر درصدد مطالعۀ تجربۀ زیستۀ زنان بلوچ در غیاب همسرانشان برآمده است. جهت دست‌یابی به هدف تحقیق از روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسانۀ تفسیری استفاده شده است. روش مطالعه: به این منظور با 15 نفر از زنان و کودک-زنان بلوچی ساکن در شهرهای میرجاوه و خاش که به‌تنهایی در غیاب شوهرانشان (به شکل موقت یا نیمه موقت) زندگی کرده‌اند، مصاحبه‌هایی نیمه ساختاریافته و عمیق انجام و برای گزینش آن‌ها روش نمونه‌گیری هدفمند به کار گرفته شد. تحلیل داده‌ها براساس گام‌های پدیدارشناسی تأویلی کریست و تانر انجام شد که در آن تم‌ها یا معانی شناسایی شدند و در نهایت 6 مقولۀ اصلی، 14 زیرمقوله و 103 مفهوم استخراج و مورد تفسیر نهایی قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که مشارکت‌کنندگان تحقیق بیشتر به دلایل مشاغل همسرانشان همچون سوخت‌بری، کارگری فصلی در شهرهای دیگر و رانندگی ماشین‌های سنگین و... از همسران خود دور هستند و به شکل منفرد نظام خانوادۀ خود را اداره می‌کنند و در این راستا با گونۀ دیگری از زیست اجتماعی و خانوادگی روبه‌رو می‌شوند. زنان بازماندة بلوچی در زیست جدید خود از یک سو تجارب خوشایندی همچون تحرک فزون‌یافته را تجربه می‌کنند و از سوی دیگر با تجارب ناخوشایندی نظیر احساس ناامنی، دغدغه‌های جنسی، کنترل‌شدگی چندسویه، گسست‌های روحی-روانی و احساس ناتوانمندی به‌ویژه در امور مربوط به فرزندان مواجه می‌شوند. نتیجه‌گیری: زنان بازمانده در غیاب شوهر، زیست متفاوتی تحت عنوان زندگی در سایه یا زیر سایة شوهر را تجربه می‌کنند که زندگی در زیر پرچم و لوای شوهر با وجود عدم حضور فیزیکی اوست که از نظر آنان واقعه‌ای ناخوشایند همراه با اثرات مخرب است.