تأملی در باب رابطۀ منش ملی و امر توسعه بر اساس الگوی جامعه‌شناسی معرفت

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

2 دانشجوی دکترای علوم سیاسی (گرایش مسائل ایران)، گروه علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران.

doi
10.22080/ssi.2025.28044.2236
چکیده

اهداف: بحث دربارۀ توسعه‌یافتگی و توسعه‌نیافتگی کشورها، پیچیدگی‌های بسیاری داشته و همواره از سوی متفکران و مکاتب مختلف در تناظر با برداشت‌ها و رویکردهای خاص، واکاوی شده است. منش ملی نیز از موضوعاتی بوده که برخی از دیرباز با تأمل در باب آن، پیرامون نسبت خلقیات جوامع ملی و نقش آن بر امر توسعه، به‌ویژه چرایی و چگونگی توسعه‌نیافتگی، اندیشه‌ورزی کرده‌اند. بر اساس این، پژوهش حاضر بر آن است تا با تکیه بر مبانی و مفاهیم دانش سیاست، به رابطۀ میان منش ملی و امر توسعه در اندیشۀ متفکران بپردازد. روش مطالعه: این پژوهش با رویکردی تحلیلی و مشخصاً بر مبنای الگوی نظری جامعه-شناسی معرفت، این پرسش را مورد مداقه قرار می‌دهد که چگونه می‌توان با کاربست الگوی پیش‌گفته، پیرامون اندیشۀ متفکران در خصوص رابطۀ میان منش ملی و امر توسعه تأمل کرد؟ یافته‌ها: در برابر چنان پرسشی می‌توان چنین فرضی را مبنا قرار داد که جامعه‌شناسی معرفت با توجه به بن‌مایه‌های نظری و با محوریت قرار دادن ارتباط میان واقعیات اجتماعی (فرهنگ جامعه و ساخت اجتماعی) از یک سو و کنش و اندیشۀ افراد از سوی دیگر، می‌تواند دربارۀ رابطۀ میان منش ملی و امر توسعه به‌ویژه بحث توسعه‌نیافتگی، یافته‌های مفهومی و نظری شایان تأملی را ارائه داده و حتی در مقام الگویی فرانظری، موجب تشکیک در صحت بسیاری از نظریات توسعه مبتنی بر منش ملی شود. نتایج: با تأکید بر اینکه شناخت متفکرین و کنش‌های نظری هیچ اندیشمندی در خلأ به وجود نیامده است، می‌توان چنین نتیجه گرفت که در تئوری‌های مربوط به پیوند منش ملی و توسعه، هرچه از ارائۀ استدلالات مبتنی بر عناصر ذاتی ملت‌ها و همچنین منافع استعماری دولت‌های متبوعۀ برخی اندیشمندان فاصله گرفته و بر دلایل هویتی، تاریخی، اجتماعی و ساختاری تمرکز شود، به همان نسبت، یافته‌های واقع‌بینانه‌تری در خصوص ویژگی‌های اخلاقی ملت‌ها عرضه خواهد شد و بالعکس.