مقایسه تنوع پوشش گیاهی و خاک در دو عرصه قرق و چرا (مطالعه موردی: درمنهزارهای منطقه دهنو، بردسیر، کرمان)
نویسندگان
1 کارشناس پژوهش، بخش تحقیقات جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمان، ایران
2 عضو هیئت علمی بازنشسته، بخش تحقیقات جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان یزد، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، یزد، ایران
3 استادیار، گروه مهندسی طبیعت، دانشکده منابع طبیعی دانشگاه اردکان، اردکان، ایران
4 کارشناس ارشد بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان کرمان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمان، ایران
5 عضو هیئت علمی، بخش تحقیقات جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی کرمان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، کرمان، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2023.128952چکیده
از بین رفتن پوشش گیاهی و حاکم شدن پدیده زوال در درمنهزارها، بر اثر پدیده تغییر اقلیم و عوامل مدیریتی، این ضرورت را ایجاب میکند تا بر رویکرد حفاظتی، در مدیریت اکوسیستمهای مذکور، تمرکز شود. در همین راستا، تأثیر رویکرد حفاظتی (قرق با سابقه 30 ساله)، بر مولفههای ساختاری پوشش گیاهی، ویژگیهای خاک و مقادیر شاخصهای عددی تنوع گونهای، در درمنهزارهای منطقه دهنو بردسیر، مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، نمونهبرداری از پوشش گیاهی، طی فصل رویش سال 1392، در داخل 45 پلات دو مترمربعی مستقر در امتداد سه ترانسکت 150 متری، در داخل و خارج منطقه قرق، انجام شد. در داخل هر یک از پلاتها، درصد پوشش تاجی گونهها، برآورد و تعداد پایههای آنها نیز شمارش شد و بر مبنای درصد پوشش تاجی گونهها، شاخصهای تنوع گونهای، محاسبه شد. در امتداد هر یک از ترانسکتها نیز یک نمونه مرکب خاک از عمق 30-0 برداشت شد و خصوصیات فیزیکی و شمیایی آنها اندازهگیری گردید. بر مبنای نتایج؛ از نظر درصد پوشش تاجی، تنها در مورد گونه Stipa arabica، بین محدوده قرق و خارج قرق، تفاوت معنیدار، وجود داشت. از نظر تعداد پایه در هکتار، تنها بین گونههای Zygophyllum atriplicoides و Stipa arabica و از نظر میزان حضور نیز صرفا بین گونههای Artemisia sieberi، Stipa arabica و Zygophyllum atriplicoides، تفاوت معنیدار در داخل و خارج قرق، وجود داشت. در مجموع، قرق باعث غلبه گونه Stipa arabica در سطح منطقه شده است. بین خصوصیات خاک (درصد رس، سیلت و شن، هدایت الکتریکی، اسیدیته گل اشباع، میزان آهک، کلسیم، منیزیم و سدیم) در دو مکان، تفاوت معنیدار، مشاهده نشد. مقدار غنای گونهای، در منطقه قرق (با 21 گونه)، بیشتر از منطقه چرا (با 16 گونه) بود. مقادیر شاخصهای سیمپسون و شانون- واینر نیز دلالت بر عدم تفاوت دو مکان، از نظر یکنواختی و ناهمگنی پوشش گیاهی میباشد. آنچه مسلم است، نتایج سه دهه قرق، نشان داد که روند تغییرات پوشش گیاهی در درمنهزارهای منطقه خشک، بسیار کند است اعمال رویکرد حفاظتی در چنین اکوسیستمهایی، در بلند مدت، موثر خواهد بود.