تحلیل انتقادی گفتمان خصوصی‌سازی آموزش و پرورش در گفتمان‌های پس از انقلاب اسلامی ایران: مطالعۀ موردی گفتمان‌های اصلاح‌طلب و اصول‌گرایی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.

4 دانشیار گروه فلسفۀ تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

doi
10.22080/ssi.2023.25150.2087
چکیده

اهداف: خصوصی‌سازی آموزش یکی از موضوعات پرمناقشه‌ای که در سال‌های اخیر در کانون توجه سیاست‌گزاران بوده است. خصوصی‌سازی آموزش و پرورش علاوه بر کاهش فشار بر بودجۀ دولت، ایجاد بازار رقابتی و یاددهی و یادگیری به کارآیی بیشتر در استفاده از منابع است. هدف از این پژوهش تحلیل انتقادی گفتمان خصوصی‌سازی آموزش و پرورش ایران پس از انقلاب اسلامی دولت اصول‌گرایی و اصلاح‌طلب می‌باشد. روش مطالعه: تحقیق حاضر یک مطالعۀ کیفی است که با استفاده از روش تحلیل انتقادی گفتمان فرکلاف به توصیف، تفسیر و تبیین ماهیت و عناصر گفتمانی آموزش و پرورش در این دوره‌های تاریخی پرداخته است. یافته‌ها:  نشان داد در متون گفتمان اصلاح‌طلب، تأکید بر مشارکت مردم در آموزش و پرورش، شرایط بومی و توجه به اقلیت‌ها در عرصۀ تعلیم و تربیت و در متون گفتمان اصول‌گرایی تأکید بیشتری بر حمایت از مدارس غیردولتی، توجه به نیازهای محلی و منطقه‌ای، مشارکت‌گرایی، تمرکززدایی و شوراهای آموزش و پرورش است، مؤلفه‌هایی که در متون گفتمان رقیب نمود کمتری دارد هر گفتمان با طرد گفتمان پیشین و برجسته‌سازی و محوری نمودن نظرات و سیاست‌های مورد نظر، موجودیت خود را تحکیم و تثبیت نموده است. نتیجه‌گیری: گفتمان‌های بعد از انقلاب به همه مقوله‌ها و شاخصهای خصوصی‌سازی آموزش به صورت متوازن و متعادل نپرداخته‌اند. در غالب موارد، اسناد مورد بررسی از الگوی تک گفتمانی پیروی می‌کنند و علاقه‌ای به استفاده از عناصر گفتمان‌های رقیب ندارند.