نظریه بازیها به مثابه ابزاری برای فلسفه اخلاق؛ تبیینی تاریخی و تحلیلی انتقادی
نویسندگان
1 دانشیار و عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
2 از دانشگاه امام صادق ع
3 دانشیار و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق ع
4 از دانشگاه امام صادق ع
doi
چکیده
فلسفه اخلاق، پژوهشی درباره درستی، نادرستی، روایی یا ناروایی اعمال یا تحقیق درباره استدلالهای ورای باورهای اخلاقی ماست. یکی از عرصههای مهم فراخوانی باورهای اخلاقی یا درک عمل درست یا نادرست، حوزه رفتارهای تعاملی و متقابل انسانهاست؛ ازاینرو منطقی به نظر میآید که نظریه بازیها، بهعنوان مطالعه فرایند و برایند تعامل های افراد، ظرفیت برخی کاوشهای فلسفی و اخلاقی را داشته باشد. مقاله پیش رو در پی آن است که نخست اثرگذاری برخی ایدهها و مدلهای نظریه بازیها بر برخی ایدهها و نظریهها در حوزه فلسفه اخلاق و عدالتپژوهی را بررسی کرده؛ سپس استواری اعتبار و کارامدی چنین اثرهایی را تحلیل انتقادی کند. شیوه پژوهش در قسمت نخست مبتنی بر مطالعههای تاریخی از 1940م تاکنون است. ارزیابی انتقادی ارائهشده نیز به شکل تحلیل نظری است. یافتههای پژوهش بیانگر آن است که برخی نوآوریهای صورتگرفته در نظریه بازیها بر برخی ایدهها و نظریهها در حوزه فلسفه اخلاق و عدالتپژوهی اثرگذار بوده است. ارزیابی انتقادی چارچوب تحلیلی ایدهها و نظریههای مبتنی بر رهیافت نظریه بازیها، نشاندهنده کاستیها و دشواریهایی در راه بهرهگیری از نظریه بازیها بهعنوان ابزاری برای فلسفه اخلاق است.