مادری دلسوزانه؛ تجربه زیسته زنان سرپرست خانوار از مادری

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 دانشجوی دکتری بررسی مسائل اجتماعی ایران، دانشکده علوم اجتماعی اقتصادی دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران

doi
10.22080/ssi.2023.26192.2138
چکیده

اهداف: هدف پژوهش حاضر درک و فهم تجربه زیسته مادری زنان سرپرست خانوار است. روش مطالعه: این مطالعه به صورت کیفی و روش پدیدارشناسی بر روی 15 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهر مرند که تجربه مادری داشته‌اند، در سال 1401 طی بازه زمانی 3 ماهه با روش نمونه‌گیری هدفمند و با تکنیک مصاحبه عمیق و نیمه‌ساختاریافته انجام گرفت. داده‌ها براساس روش کولایزی تحلیل گردید. یافته‌ها: تجربه زیسته مادران سرپرست خانوار تحت پنج مقوله اصلی «مادری نگران»، «فداکاری مادرانه»، «هویت‌یابی از نقش‌های متکثر و متعارض»، «فشار مالی مضاعف»، «سازگاری نابهنجار» و سیزده مقوله فرعی «احساس نگرانی از آینده فرزند»، «عدم تحمل ناراحتی فرزند»، «ابراز پشیمانی از مادر شدن»، «فداکاری و از خودگذشتگی»، «تحمل سختی به خاطر بودن با فرزند»، «عدم تمایل به ازدواج مجدد به خاطر فرزند»، «نقش پدری و سرپرستی، مادری»، «ناتوانی در برآورده کردن نیازها»، «بدرفتاری و تنبیه فرزند»، «انگ و طمع‌ورزی جنسی»، «طرد از سوی فامیل و آشنایان»، «پنهان‌سازی هویت» دسته‌بندی شدند. نتیجه‌گیری: تجربه مادری زنان سرپرست خانوار با چالش‌های متعدد و متناقضی در زیست فردی، خانوادگی و اجتماعی همراه است. آن‌ها بعد از پذیرش نقش سرپرستی خانوار وظایف مادری و پدری را توأم انجام می‌دهند که فراتر و سخت‌تر از وظایف مادرانگی صرف است. با وجود اینکه در ایفای نقش خود به خاطر فرزندشان دلسوزانه و فداکارانه تلاش می‌کنند، اما به دلیل فشارهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و تعدد وظایف دشواری‌های منحصربه فردی را تجربه می‌کنند. اتخاذ تدابیر و سیاست‌گذاری‌هایی مناسب چه در زمینه اقتصادی و چه اجتماعی ـ فرهنگی و روانی از سوی سیاست‌گذاران و نهادهای حمایتی برای توانمندسازی و شرایط متفاوت آن‌ها توصیه می‌شود تا مادران سرپرست خانوار بتوانند با دغدغه‌های کمتری نقش مادری خود را ایفای کنند.