«بررسی نقش خانوادههای خاستگاه و خودساخته بر کارآفرینی زنان، با رویکرد نظریۀ زمینهای» (مورد مطالعه: زنان دانشآموختۀ آموزش عالی ساکن تهران)
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی اقتصادی و توسعه، عضو دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مدیریت دولتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران
3 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.22080/ssi.2023.24527.2055چکیده
اهداف: هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش خانوادههای خاستگاه و خودساخته بر کارآفرینی زنان دانشآموختۀ آموزش عالی است. این هدف بهدلیل تأثیر کارآفرینی زنان بر بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه اهمیت دارد و بهدلیل نیاز پژوهشی، تحقیق آن ضرورت مییابد. روش مطالعه: پژوهشی کیفی با روش نظریۀ زمینهای، رویکرد طبیعتگرایی توصیفی- تحلیلی و ابزار مصاحبۀ عمیق نیمهساختاریافته انجام شد. مشارکتکنندگان شامل زنان کارآفرین دانشآموختۀ آموزش عالی ساکن تهران و مطلعین است که از طریق نمونهگیری هدفمند و متوالی با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند و مصاحبه پژوهش با 52 تن به اشباع رسید. برای تحلیل دادهها با استفاده از تکنیک سهمرحلهای کدگذاری (باز، محوری و گزینشی)، مفاهیم ، مقولات و مضامینی به دست آمد که محتوای مدل پارادایمی و روایت داستان را تشکیل داد. برای تعیین روایی و پایایی از تکنیکهای بازاندیشی، تکرارپذیری و تأیید استفاده شده است. یافتهها: یافتهها حاکی از تأثیر خانوادۀ خاستگاه در ایجاد سرمایههای فرهنگی-توسعهای، ارتباطی- انطباقی و عاطفی در فرد کارآفرین است؛ همچنین با ایفای نقشهای تربیتی، الگویی، انگیزشی، فرصتی و حمایتی خواسته یا ناخواسته آنان را بهسوی کارآفرینی هدایت میکنند. خانوادههای خودساخته نیز با ایفای نقش-های الگویی، انگیزشی، فرصتی و حمایتی بر کارآفرینی آنان مؤثر هستند. نتیجهگیری: با توجه به چگونگی تأثیر دو نوع خانواده، خانوادههای خاستگاه میتوانند با اصلاح سبک«ـ ارتباطی- انطباقی» و گسترش فرهنگ «توسعه مدارانه»، بستر جامعهپذیری مناسبی را برای زنان فراهم آورند. خانوادههای خودساخته نیز با حمایت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، فرصتهای برانگیختگی را برای آنان مهیا میکنند.