تجربه طرد اجتماعی ساکنان روستایی ( مورد مطالعه: شهرستان شفت)
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جامعهشناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان
2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان
3 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه گیلان
4 استادیار پژوهشکده گیلانشناسی دانشگاه گیلان
doi
10.22080/ssi.2023.25149.2090چکیده
اهداف: طرد اجتماعی بهعنوان یک پدیدۀ مدرن میتواند بخشی از جامعه را از حقوق و فرصتها محروم نماید. سیاستگذاران برای جلوگیری از تولید نارضایتیها توجه بیشتری در دو دهۀ اخیر به این مسأله نشان دادهاند. در دنیای مدرن به دلیل توجه به شهرنشینی، روستاییان در معرض طرد اجتماعی قرار دارند. مطالعۀ حاضر با توجه به حساسیت نظری این مفهوم به تجربۀ طرد اجتماعی روستاییان شهرستان شفت استان گیلان پرداخته است. روش مطالعه: این پژوهش با روش کیفی و استراتژی نظریۀ دادهبنیاد در پی فهم تجربۀ طرد اجتماعی روستائیان بوده و میدان مطالعه روستاهای راستهکنار و چماچای شهرستان شفت است. مشارکتکنندگان شامل ۲۲ نفر از روستائیان بودند که بهصورت هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. اعتبار دادههای حاصل از مصاحبهها پس از تحلیل، با روش بازبینی توسط محققین در حوزه علوم اجتماعی تعیین شد. یافتهها: مقولهی هستهی پژوهش «تجربههای طرد از مقاومت تا مهاجرت» است؛ مفاهیم بهدستآمده 78 مورد بوده و مقولات اصلی عبارتاند از سنت، سیاستهای تبعیضآمیز، ساختارهای ناکارآمد، بازتولید نارضایتی و استراتژی مواجهه بهصورت فعالانه و منفعلانه است. همچنین تعداد مقولات فرعی 16 مورد است که مهمترین آنها شامل فرهنگ روستایی، ارث، ناکارآمدی مسؤولان، حاکمیت دلالی، مشکلات اقتصادی، احساس محرومیت و تغییر بافت فرهنگی روستا است. نتیجه گیری: طبق یافتهها دو نوع تجربه طرد رخ میدهد، برخیها روستاها را ترک میکنند و تاب تحمل گرفتاریهای روستا را ندارند و در عوض پشیمانی و مشکلات شهری در انتظارشان است و برخی دیگر به ترک روستا راضی نمیشوند و در برابر سختیها مقاومت میکنند. مهمترین عامل برای کنترل طرد اجتماعی در روستاهای مورد مطالعه افزایش امکانات و زیرساختها و کاهش احساس محرومیت است.