مطالعۀ کیفی تجارب زیستۀ زنان تنها-زیست در زندگی پس از طلاق

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌‌شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

2 کارشناسی ارشد جامعه‌‌شناسی، دانشگاه کردستان، سنندج، ایران

3 دکتری جامعه‌شناسی، گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

doi
10.22080/ssi.2023.25194.2092
چکیده

اهداف: طی دهه‌های اخیر، تنها-زیستی در میان زنان مطلقۀ شهر سنندج روند روبه‌رشدی داشته است. توصیف تجارب، تفسیر و درک زنان از تنهازیستی و جهان پدیداری و پاسخ به اینکه «جهان تنها-زیستی» در تجربه زیسته یک زن مطلقه تنها-زیست، به چه شکلی حضور دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است. روش مطالعه: روش‌شناسی پژوهش حاضر کیفی است؛ به همین منظور با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری با 23 نفر از زنان مطلقه تنها-زیست در شهر سنندج مصاحبه شده است. جهت تجزیه‌وتحلیل داده‌ها، از روش شش مرحله‌ای ون مانن استفاده شد. یافته‌ها: یافته‌های به‌دست‌آمده از تجربه زیسته زنان تنها-زیست پس از طلاق نشان از درک تنها-زیستی به‌مثابه گسترش دامنۀ اختیارات و آزادی‌های بیشتر، نبود بار مضاعف بر دوش پدر و مادر و حفاظت از فرزندان دارد. به همین جهت احساس متفاوتی نسبت به تنها-زیستی پس از طلاق در بین زنان مشارکت‌کننده شکل گرفته که برای دسته‌ای زنان احساس تنها-زیستی به‌مثابه تجربه‌ای ناخوشایند و برای دسته‌ای دیگر، به‌مثابه استعاره‌ای رهایی‌بخش تلقی شده است. درک و تفسیر زنان تنها-زیست از جهان پدیداری بر خود-حمایت‌گری و تاب‌آوری رشددهنده در برابر مشکلات، دگردیسی در رفتارها و خودانگارۀ زنانه، بازمعنابخشی به زیست جهان و خودکنترلی و مهار نیاز جنسی دلالت دارد. نتیجه‌گیری: تنهازیستی آثار و پیامدهای متفاوتی بر زندگی زنان بر جای گذاشته که در ذیل چهار مضمون کلی «رشد فردیت»، «استقلال شخصی»، «طرد اجتماعی» و «خلأ تکیه‌گاه در فرزندان» دسته‌بندی‌شده است. برساخت‌های معنایی پژوهش حاضر نشان می‌دهد که زنان تنها-زیست، در حال تجربه زیست جهانی دشوار توأم با مشکلات خاص خود هستند که حمایت از سوی جامعه را به‌صورتی همه‌جانبه می‌طلبد.