جبر چند ساحتی و بازماندگی انتخابی؛ مطالعه کیفی فرآیند بازماندگی از تحصیل کودکان افغانستانی ساکن در شهر مشهد
نویسندگان
1 عضو هیات علمی گروه جامعه شناسی دانشگاه آزاد اسلامی
2 عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی
3 کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
doi
10.22080/ssi.2023.23343.1993چکیده
با توجه به جذب قانونی یا غیرقانونی کودکان مهاجر افغانستانی در سیستم آموزش کشور، همچنان بازماندگی از تحصیل در این کودکان مشاهده میشود. ازاینرو هدف تحقیق حاضر، شناسایی و تحلیل چالشهای کودکان مهاجر افغانستانی بازمانده از تحصیل ساکن در شهر مشهد، در قالب پژوهش کیفی بود. روش روایتپژوهی برای دستیابی به روایت زندگی کودکان بازمانده از تحصیل بهکار برده شد. جامعۀ آماری پژوهش، کودکان مهاجر افغانستانی بازمانده از تحصیل ساکن در مشهد بودند. نمونۀ آماری، مصاحبه با 20 کودک بود که اشباع نظری دادهها برای محقق حاصل شد. سپس روایت هرکدام از کودکان استخراج شد و براساس پیرنگهای مشترک، روایتها و فرایندهای آنان مشخص شد. در راستای شناسایی چالشهای کودکان مهاجر افغانستانی بازمانده از تحصیل، یافتههای پژوهش نشان داد که فرهنگ سنتی و مذهبی چه در پذیرش نقش مذهبی از سوی کودک و چه بهصورت اجباری از سمت خانواده، سبب بازماندگی از تحصیل کودک میشود. اضطراب کودک ناشی از تجربۀ جنگ، عامل دومی است که بر فرایند بازماندگی وی از تحصیل تأثیرگذار است. زدن برچسب بزهکار به کودک از سوی مسؤولان مدرسه باعث افتخار کودکی میشود که بزهکاری را نشانۀ مردانگی میداند. این امر ناشی از خردهفرهنگی است که درون آن رشد یافته است و موجبات بازماندگی وی از تحصیل را فراهم کردهاست. بهدلیل خارج شدن پدر از چرخۀ سرپرستی خانوار بهعلت اعتیاد و ازکارافتادگی، فرزندان در حال تحصیل یا بهخاطر اجبار یا فداکاری، تحصیل را رها میکنند و وارد بازار کار میشوند. در بین نزدیکان و اقوام کودک، وجود الگوهای ناموفق تحصیلی در ایران و الگوهای موفق غیرتحصیلی مهاجرتکننده به کشورهای اروپایی سبب میشود تا خانوادۀ کودک تحصیل کردن وی را بیفایده قلمداد کند، انگیزۀ تحصیلی کودک از بین برود، میل به مهاجرت در او تقویت شود و درنهایت کودک تحصیل را رها کند. کودکی که در افغانستان تحصیلکردهاست و در نیمههای سال تحصیلی به سبب وجود ناامنی در افغانستان به ایران مهاجرت کردهاست، به علت نبود تطابق تحصیلی بین ایران و افغانستان، در آزمون ورودی مدارس ایران پذیرفته نمیشود و به پایههای پایینتر تحصیلی تنزّل پیدا میکند. به این ترتیب، انگیزه کودک برای تحصیل کردن از بین میرود و موجب توقّف تحصیلی او میشود.