تحلیل مؤلفههای آموزش صلح در اسناد گفتمانی آموزش و پرورش
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی، تهران- ایران
2 دانشیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی تهران. ایران
3 دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم وتربیت دانشگاه خوارزمی تهران ایران
4 استاد تمام فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه تربیت مدرس، تهران- ایران
doi
10.22080/ssi.2022.24042.2023چکیده
هدف پژوهش حاضر، تحلیل مؤلفههای آموزش صلح در اسناد گفتمانی آموزش و پرورش ایران است که با توجه به نقش گفتمانهای غالب سیاسی در بازنمایی صلح و آموزش صلح در جامعۀ ایران با نگاه انتقادی انجام شده است. بدین منظور، اسناد گفتمانی آموزش در دورههای ابتدایی، راهنمایی و دورۀ اول دبیرستان (بین سالهای ۱۳۷۳ تا ۱۳۹۳) مورد تحلیل قرار گرفت و به پرسشهایی ازجمله موارد زیر، پرداخته شد: مؤلفههای محوری موجود در آموزش صلح در اسناد گفتمانی آموزش و پرورش ایران چه وضعیتی داشته و چه گفتمانی بر آن غالب است؟ دالهای مرکزی و مرزهای ضدیتی گفتمانهای مذبور کدامند و چه نقشی در بازنمایی آموزش صلح داشتهاند؟ روش پژوهشی مقاله از نوع روش تحلیل گفتمان است که با نگاه انتقادی به تحلیل اسناد رسمی موجود و تولید شده در آموزش و پرورش ایران میپردازد. یافتهها، نشان میدهد مؤلفههای آموزش صلح در اسناد آموزشی این دوران ورود نداشته. همچنین ورود ایدهها و مضامین مربوط به جنگ، دشمنی و نفرت در متون آموزشی این دوران، به کلیشهسازی منفی و مشروعیت بخشیدن به خشونت و جنگ در باور و اعتقادات افراد منجر شده و با ایجاد چرخۀ خشونت، صلح را به حاشیه رانده است. گفتمان حاکم بر اسناد آموزشی، گفتمان ایدئولوژیک با شور انقلابی شناسایی شد. گفتمان آموزشی در این دوران، به اعتبار دال مرکزی مذهب و حمایت از ستمدیدگان هژمونیک گشته. همچنین در نتایج حاصل از این تحلیلها، مرزهای ضدیتی، دال مرکزی و وقته ها در قالب الگوی گفتمانی ارائه گردید.