ارائه مدل پارادایمی بازاریابی فرهنگی جهت جذب و نگهداشت دانشجویان نسل zدر دانشگاهها
نویسندگان
1 گروه مدیریت و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران
2 گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران.
3 گروه مدیریت و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران
4 گروه مدیریت و اقتصاد، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، دانشگاه گلستان، گرگان، ایران
doi
10.22034/ciu.2026.57.197چکیده
هدف: هدف این پژوهش، ارائۀ مدل پارادایمی بازاریابی فرهنگی برای جذب و نگهداشت دانشجویان نسل Z در فعالیتهای فرهنگی دانشگاهها بود. روش: مطالعۀ حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریۀ دادهبنیاد اشتراوس و کوربین انجام شد. جامعۀ پژوهش شامل دانشجویان، مسئولان فرهنگی و اعضای هیئت علمی مطلع از مسائل فرهنگی دانشگاه بود. دادهها از طریق ۱6 مصاحبۀ نیمه ساختاریافته و با نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری گردآوری شد. تحلیل دادهها در سه مرحلۀ کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت و مقولات اصلی و ارتباط میان آنها در قالب مدل پارادایمی استخراج شد. یافتهها: پدیدۀ محوری پژوهش «جذب و نگهداشت دانشجویان نسل Z در فعالیتهای فرهنگی دانشگاهی» شناسایی شد. شرایط علّی شامل یکنواختی برنامهها، ناهماهنگی با علایق نسل Z و کمبود مشوّقها؛ شرایط زمینهای شامل ارزشهای اسلامی و فرهنگی دانشگاه، نقش خانواده و سطح دسترسی به فنّاوری؛ و عوامل مداخلهگر شامل حمایت مدیریتی، تبلیغات دیجیتال و اثر شبکۀ همسالان بودند. راهبردهای پیشنهادی شامل طراحی برنامههای جذّاب و نیازمحور، بهرهگیری از فنّاوری و رسانههای دیجیتال، تلفیق ارزشهای اسلامی با نوآوری و ایجاد نظامهای تشویقی مؤثر است. اجرای این راهبردها به افزایش مشارکت فرهنگی، تقویت حس تعلق، رشد مهارتها و ارتقای برند فرهنگی دانشگاه منجر میشود. نتیجهگیری: نتایج بیان کرد که ارتباط مؤثر با نسل Z، مستلزم بهرهگیری از الگوهای نوین و دانشجومحور بازاریابی فرهنگی است تا دانشگاهها بتوانند در کنار حفظ هویت فرهنگی و دینی، تعامل پایدار و انگیزهمحور با نسل جدید برقرار کنند.