الزامات استقرار نظام احسان و نیکوکاری(مطالعه موردی: سازمانهای غیردولتی آلمان)
نویسندگان
1 دکتری جامعه شناسی سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 دکتری مدیریت ، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه صنعتی شریف، تهران، ایران
doi
10.22080/ssi.2023.24447.2051چکیده
اهداف: در دنیای کنونی، سازمانهای غیردولتی متعلق به آن در بسیاری از حوزهها ازجمله حوزۀ رفاهی حضور خود را به اثبات رساندهاند و بهنظر میرسد با مدیریت و ساماندهی آنها، جایگاهی غیرقابلاغماض در استقرار نظام احسان و نیکوکاری دارند. هدف پژوهش، بررسی چگونگی پارادوکسیال استقلال در عین وابستگی سازمانهای غیردولتی آلمان (اصل تبعیت) و مکانیسمهای پاسخگویی آنها در مقابلنهادهای تنظیمگر بودهاست. روش مطالعه: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش اسنادی انجام شده است. یافتهها: بر اساس نتایج پژوهش، سهم سازمانهای مذکور در آلمان با حفظ استقلال از دولت در ارائۀ خدمات به افراد نیازمند در حال گسترش است و جهت پاسخگویی به دولت و دستگاههای دولتی از پنج مکانیسم پاسخگویی استفاده میکنند. در سازمانهای همتا در ایران از یکسو، به دلیل وجود یک رابطۀ غیرکارکردی، استقلال در عین وابستگی در آنها شکل نگرفتهاست و از سوی دیگر به دلیل عدموجود یک نظام تنظیمگر و یک مکانیزم هماهنگکننده، ارزیابی عملکرد آنها عملاً صورت نمیپذیرد. نتیجهگیری: بر مبنای یافتههای پژوهش و در راستای کاربردی نمودن این نتایج در استقرار نظام احسان و نیکوکاری میتوان چند توصیه را در مورد سازمانهای همتا در ایران مطرح نمود: 1. در ارائۀ خدمات به محرومین، سازمانهای مذکور را در فرایند سیاستگذاری دخیل نمود. 2. جهت ارائۀ هرچه بهتر خدمات به اقشار نیازمند، یک تقسیم کار مدیریتشده بین سازمانهای دولتی و غیردولتی صورت پذیرد. 3. دولت نقش نظارتی خود را حفظ نماید و از سازمانهای متولی گزارشهای ادواری طلب نمایند. 4. جهت ممانعت از موازی کاری بین نهادهای متولی، حمایتها فردمحور و بر پایۀ کد ملی افراد باشد. 5. مأموریت و شرح وظایف سازمانهای متولی، بر اساس سطح توانمندسازی و قابلیت سازمانی آنها باشد. 6. سامانهای مشخص جهت اعمال شفافیت در کمکرسانی نهادهای دولتی و غیردولتی راهاندازی شود.