ارزیابی تجربی نظریه‌های رفتار جمعی و کنش جمعی در تبیین پتانسیل اعتراض سیاسی؛ بررسی موردی شهرستان‌های جنوبی استان تهران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی، دانشگاه تربیت مدرس

2 دانشیار جامعه‌شناسی، دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.22080/ssi.2022.24315.2041
چکیده

مقالۀ پژوهشی حاضر حول محور این سؤال شکل گرفت که از بین رویکردهای رفتار جمعی که بر نارضایتی توده‌ها به عنوان عامل وقوع اعتراضات تأکید دارد و رویکرد کنش جمعی که بر عقلانیت کنش‌گران و محاسبه عقلانی آن‌ها برای شرکت در اعتراضات تأکید دارند کدام یک قابلیت بیشتری برای تبیین پتانسیل اعتراض سیاسی دارند؟ از هر کدام از این رویکردها متغیرهایی استخراج و به عنوان متغیر مستقل برای تبیین پتانسیل اعتراض سیاسی در نظر گرفته شد. فرضیات مستخرج از دو رویکرد رفتار جمعی و کنش جمعی با یافته‌های یک مطالعۀ پیمایشی در 6 شهرستان جنوب تهران (اسلامشهر، بهارستان، شهریار، شهر قدس، ری و پاکدشت) مقابله شد و در نهایت به وضوح مشخص شد رویکرد کنش جمعی قابلیت بیشتری برای تبیین پتانسیل اعتراض سیاسی در شهرهای مورد بررسی دارد به این ترتیب که 17 درصد تغییرات پتانسیل اعتراض سیاسی توسط متغیرهای ادراک فرد از اثربخشی اعتراضات و ادراک فرد از قدرت سرکوب حکومت که هر دو مستخرج از نظریۀ کنش جمعی هستند تبیین می‌شود و فقط 2 درصد توسط متغیر رضایت‌مندی سیاسی که مستخرج از نظریۀ رفتار جمعی است تبیین می‌شود.