تحولات دین‌داری در بین دو نسل از زنان: مطالعه‌ی موردی: زنان منطقه‌ی 4 تهران

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم اجتماعی دانشکده‌ی علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

2 استادیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده‌ی علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

3 دانشحوی دکتری جامعه‌شناسی مسائل اجتماعی، دانشکده‌ی علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی، تهران، ایران

doi
10.22080/ssi.2022.22844.1969
چکیده

تحول دین‌داری زنان در نسل‌های مختلف مسأله‌ی اصلی این تحقیق است و پژوهش با هدف شناسایی تحولات دین‌داری در بین زنان ساکن در منطقه‌ی 4 تهران انجام شده است تا بررسی شود که آیا بین دین‌داری دو نسل از زنان تفاوت قابل اعتنایی وجود دارد یا خیر. رویکرد روشی، کیفی و روش تحقیق، تحلیل روایت و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه‌ی روایی و روش نمونه‌گیری هدفمند به‌شیوه‌ی گلوله برفی بوده است. 40 نفر از زنان دو نسل (مادران متولد دهه‌ی 40 و 50 و دختران متولد دهه‌ی 60) برای مصاحبه انتخاب شدند. از مجموع 20 نفر از دختران، 2 نفر هیچ دینی را قبول نداشتند و نوگروندگان حاد (تحول‌یافته‌ی کامل در نظام اعتقادی) و 18 نفر نیز نوگروندگان غیرحاد (تحول‌یافته در درون نظام اعتقادی) بوده‌اند که در برخی امور دینی دچار تردید شده‌اند و اکنون به‌نحو گزینشی و بیشتر عقلانی دین‌داراند. از میان 20 نفر از مادران، 17 نفر نوگروی غیرحاد و صعودی داشته و دین‌داری 3 نفر نیز به‌‌صورت نزولی تحول یافته است. آنان درمورد حجاب و برخی از آیه‌های قرآنی مربوط به حقوق زنان، دچار شک و تردید جدی شده‌اند. بررسی تطبیقی تحولات دین‌داری میان مادران و دختران نشان می‌دهد که دختران به دلایلی چون حضور در دانشگاه، ارتقای سطح سواد و تحصیلات، تقویت روحیه‌ی پرسش‌گری و نقادی، تجربه‌ی تحول در دین‌داری را از سر گذرانده‌اند و به نقادی و بازاندیشی در دین‌داری خود اقدام نموده‌اند، به‌گونه‌ای که بخش مهمی از باورها و اعمال دینی‌ای را که در گذشته به سهولت و بدون هرگونه پرسش‌گری انجام می‌داده‌اند، کنار نهاده‌اند. در مقابل، از آن‌جا‌که مادران جامعه‌پذیری دینی و نیز تجربه‌ها و زیست جهان متفاوتی داشته‌اند و به دلایلی نتوانسته‌اند در محیط‌های دانشگاهی حاضر شوند، بازاندیشی چندانی در دین‌داری‌شان وجود نداشته است. در نتیجه، تحولات دین‌داری‌شان در مقایسه با دختران چندان مشهود و اساسی و همه‌جانبه نبوده است.