ارائه الگوی پارادایمی خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه جامعهشناسی (جامعهشناسی اقتصاد و توسعه)، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22080/ssi.2022.22949.1964چکیده
اهداف: نگاهی واقعبینانه نسبت به پدیده خودسانسوری در نهادهای حاکمیتی و شناسایی عوامل مؤثر بر آن هدف اصلی این تحقیق است. روش مطالعه: این تحقیق، در چارچوب پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی و برمبنای روش گراندد تئوری عینیگرا و با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته به مطالعه روابطعمومیهای نهادهای حاکمیتی در شهر یزد پرداخته است. بر این اساس، ۲۳ نفر از افراد دارای حداقل 5 سال سابقه تصدّی مسؤولیّت اطلاعرسانی در نهادهای حاکمیّتی با استراتژی نمونهگیری هدفمند به صورت تدریجی و همگن با حداکثر تنوّع و همچنین با بهرهمندی از استراتژی گلولهبرفی و نمونهگیری نظری انتخاب شدند. یافتهها: یافتههای این تحقیق حاکی است از مجموع 208 مفهوم باشد از گزارههای ناشی از متون مصاحبهها، 24 مقوله فرعی و ۸ مقوله اصلی به دست آمده است. پدیده هسته ای برآمده از مقولات این تحقیق نشان دهنده یک «تبادل مشروعیّتبخش» در فرایند خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی شهر یزد است. نتیجهگیری: نتایج نهایی این پژوهش بیانگر تلفیق ابعاد فردی و ساختاری در پدیده خودسانسوری در نهادهای حاکمیّتی است. به نظر میرسد افراد در راستای منفعتطلبیهای فردی و گروهی و در زیر فشار الزامات ساختاری، تدبیراندیشی کرده و با حرکت در مسیر تبعیت و تأیید در سطوح فردی، سازمانی یا فراسازمانی، در نهایت به تبادلی مشروعیّتبخش تن میدهند.