الگوهای غذایی دریافتی و خطر سندرم روده تحریک پذیر

نویسندگان

1 جندی شاپور

2 جندی شاپور

3 جندی شاپور

4 جندی شاپور

5 جندی شاپور

6 جندی شاپور

doi
10.48311/fsct.2025.83845.0
چکیده

هدف مطالعه حاضر، بررسی ارتباط بین الگوهای غذایی دریافتی با طر سندرم روده تحریک پذیر در بزرگسالان شهر اهواز می باشد. در این مطالعه مورد-شاهدی که پروتکل آن مورد تایید معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز (شماره ثبت RDC-9809) و کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز (شماره ثبت IR.AJUMS.REC.1398.908) قرار گرفت، از پرسشنامه بسامد خوراک (FFQ) 147 آیتمی جهت بررسی دریافت های غذایی استفاده شد. استخراج الگوهای غذایی غالب دریافتی با استفاده از روش تحلیل مولفه های اصلی (PCA) انجام شد و در نهایت سهک های مختلف پیروی از هر الگوی غذایی با خطر سندرم روده تحریک پذیر با استفاده از رگرسیون لجستیک و تعدیل عوامل مخدوشگر، مورد بررسی قرار گرفت. 4 الگوی غذایی غالب استخراج شد که شامل الگوهای غذایی سنتی، غربیف ناسالم و مدیترانه ای بودند. پس از تعدیل عوامل مخدوشگر نتایج نشان داد که پیروی از الگوی غذایی ناسالم با افزایش خطر سندرم روده تحریک پذیر مرتبط بود. پیروی از الگوی رژیم غذایی مدیترانه ای، با کاهش خطر ابتلا به IBS در مدل تعدیل نشده همراه بود (OR=0.49، P=0.03). اگرچه این ارتباط در مدل های تعدیل شده از نظر آماری معنی دار نبود، اما روندی به سمت کاهش ریسک وجود داشت (04/0P-trend=). بین پیروی از الگوی غذایی سنتی و غربی با خطر سندرم روده تحریک پذیر، ارتباط معنی داری وجود نداشت. بین پیروی از الگوهای غذایی دریافتی غالب با خطر ابتلا به سندرم روده تحریک پذیر ارتباط وجود دارد. نتایح این مطالعه نشان داد که پیروی از الگوی غذایی ناسالم با افزایش خطر و پیروی از الگوی غذایی مدیترانه ای با کاهش خطر ابتلا به این بیماری مرتبط بودند. مطالعات آینده می توانند مکانیسم‌های خاصی را که از طریق آنها رژیم غذایی بر IBS تأثیر می‌گذارد، با در نظر گرفتن نقش سبک زندگی و عوامل روانی-اجتماعی بررسی کنند.