مدرنشدن زنان و صمیمیت زناشویی (مطالعۀ سه نسل از زنان تبریز)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جامعهشناسی و مربی علوم اجتماعی دانشگاه پیامنور
2 دانشیار علوم اجتماعی دانشگاه پیامنور
3 دانشیار علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز
doi
10.22059/jisr.2018.260939.708چکیده
جامعة ایران در سدة اخیر شاهد دگرگونیهای اجتماعی و سیاسی گوناگونی از جمله تغییر در نقش و پایگاه زنان و تحولات خانواده بوده است. این مقاله رابطة این دو تحول، یعنی مدرنشدن زنان (مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی) و تحول شیوههای صمیمیت را در شهر تبریز، طی سه نسل اخیر بررسی میکند. منظور از مدرنیت عینی، حضور فرد در فضاهای مدرن و مصرف محصولات جدید است. مدرنیت ذهنی نیز به خصلتهای انگیزشی، نگرشی و رفتاری افراد برای انطباق با شرایط جدید گفته میشود. هدف از انجامدادن این پژوهش، شناخت مسیر دگرگونی صمیمیت زناشویی و عوامل مؤثر بر آن است. جامعة آماری شامل همة زنان متأهل شهر تبریز است که نمونة 997 نفری از آنان در قالب سه نسل بررسی شد. متغیرهای مستقل شامل نسل، تحصیلات، طبقة اجتماعی، مدرنیت عینی و مدرنیت ذهنی هستند. متغیر وابسته (صمیمیت) با تحلیل رگرسیونی و بهوسیلۀ نرمافزار Amos Graphics آزموده شد. نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد چهار متغیر مدرنیت ذهنی، مدرنیت عینی، طبقة اجتماعی و نسل، برخلاف متغیر تحصیلات، بر متغیر صمیمیت تأثیرگذارند. نتایج آزمون مدل نیز نشان میدهد دادههای تجربی، مدل نظری پژوهش را تأیید میکنند. با اتکا به یافتههای این پژوهش میتوان گفت شیوههای صمیمیت در سه نسل مورد بررسی دگرگون شده و مدرنشدن زنان نقشی مهم در این دگرگونی داشته است.