بررسی رویشگاه و الگوی پاسخ گونه مرتعی Krascheninnikovia ceratoides (L.) Guldenst به عوامل محیطی در استان اصفهان
نویسندگان
1 محقق، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
2 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اراک، ایران
3 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
4 استادیار پژوهشی، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان اصفهان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2021.125015چکیده
شناخت ویژگیهای اکولوژیکی گونههای گیاهی و چگونگی پاسخ آنها به عوامل محیطی، اطلاعات لازم را برای مدیریت پوشش گیاهی و احیای اکوسیستمهای مرتعی فراهم مینماید. هدف از این پژوهش، تعیین عوامل محیطی تأثیرگذار بر رویشگاه گونه برگ نقرهای (Krascheninnikovia ceratoides) و پاسخ آن به تغییرات عوامل اکولوژیکی در مراتع استان اصفهان است. بر این اساس درصد پوشش تاجی و تراکم گیاه مورد مطالعه و گونههای همراه در 19 سایت مطالعاتی به روش تصادفی- سیستماتیک اندازهگیری شد. در هر سایت مرتعی عوامل اقلیمی، فیزیوگرافی و خاک بررسی شد. از روش آنالیز تطبیقیمتعارفی (CCA؛ Canonical Correspondence Analysis) و مدل افزایشی تعمیمیافته (GAM؛ Generalized Additive Models) برای بررسی ارتباط پوشش گیاهی با عوامل محیطی استفاده شد. نتایج نشان داد که الگوی پاسخ گونهK.ceratoides در امتداد گرادیان میزان پتاسیم قابل جذب، از مدل افزایشی، پیروی میکند. بعکس، پاسخ این گونه در امتداد گرادیان عوامل درصد شن، میانگین دمای سالانه و درصد سنگ و سنگریزه از مدل کاهشی پیروی کرده و با افزایش این عوامل، درصد پوشش تاجی کاهش یافتهاست. الگوی پاسخ گونهK.ceratoides در امتداد تغییرات میزان فسفر قابل جذب، درصد گچ و ارتفاع از سطح دریا، از مدل زنگولهای (Unimodal) پیروی کرده و حد بهینه رشد آن برای این عوامل بهترتیب 10 میلیگرم بر کیلوگرم، 4/6 درصد و 2250 متر بود. بررسی پاسخ گونهK.ceratoides در امتداد گرادیان عوامل توپوگرافی، خاک و اقلیم، اطلاعات ارزشمندی را برای تعیین نیازهای اکولوژیکی این گونه ارائه داد که میتواند در مدیریت پوششگیاهی و عملیات اصلاح مراتع در مناطق مشابه، مورد توجه قرار گیرد.