تفاوت جنسیتی در دینداری و نظریة قدرت-کنترل
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی ، گروه جامعه شناسی انقلاب
doi
10.22080/ssi.2021.21273.1885چکیده
با وجود اجماع دانشمندان علوم اجتماعی بر دینداری افزونتر زنان نسبت به مردان در کلیهی ادیان و مذاهب، تبیین چرایی این الگوی باثبات تجربی یک معمای علمی محسوب شده است. برای حل این معما، جامعهشناسان نیز تلاشهای نظری گوناگونی انجام دادهاند که جدیدترین آن در اواخر قرن بیستم بهعنوان «نظریهی ترجیح ریسک» ارائه گردید. مدعای اصلی این نظریه آن بود که بخش مهمی از تفاوتهای جنسیتی در دینداری را میتوان به سطوح مختلف ترجیح ریسک یا ریسکپذیری/ریسکگریزی میان زنان و مردان اسناد داد. مطالعهی حاضر در تداوم همین حوزهی مطالعاتی جدید در جامعهشناسی دین در خصوص ارتباط ریسکپذیری/ریسکگریزی و دینداری در پرتوی یک مدل نظری ترکیبی شکل گرفت. از این رو، در سطح نظری تلاش شد تا با ترکیب نظریهی جرمشناسانهی «قدرت-کنترل» و نظریهی جامعهشناسانهی «ترجیح ریسک» مدلی برای تبیین جامعهشناسانهی تفاوتهای جنسیتی در دینداری تدوین گردد. سپس، در سطح تجربی تلاش گردید تا با مقابلهی این مدل نظری با دادههای حاصل از جمعیت ملّی مسلمانان ایرانی میزان انطباق و تناظر پیشبینیهای این مدل نظری با دادهها و شواهد تجربی مورد ارزیابی و داوری سیستماتیک قرار گیرد. در مجموع، نتایج حاصل از این پژوهش حکایت بر حمایت تجربی مدل نظری مزبور در میان مسلمانان ایرانی داشت به نحوی که دو سازهی «ساختار خانوادگی» و «ریسکگریزی» توانستند شکاف جنسیتی در تمامی ابعاد دینداری مسلمانان ایرانی را به طرز قابل ملاحظهای کاهش دهند.