مسیرهای دین‌دار شدن و ارتباط آن با میزان دین‌داری شهروندان (مورد مطالعه: ساکنان شهر قائم‌شهر)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی، دانشگاه مازندران

2 استادیار جامعه‌شناسی و عضو هیأت علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه مازندران

doi
10.22080/ssi.2020.18737.1756
چکیده

مقاله حاضر مستخرج از پژوهشی تجربی دربارة مسیرهای شکل‌گیری دین‌داری افراد و ارتباط آن با میزان دین‌داری آنها می‌باشد که بر روی نمونه‌ای 293 نفری از ساکنان قائم‌شهر در استان مازندران به‌انجام رسیده است. یافته‌ها نشان دادند که در جامعة مورد بررسی، مسیر "تقاضای منفعلانه" رایج‌ترین و مسیر "تقاضای فعالانه" نامتداول‌ترین طریق برای دین‌دارشدن می‌باشند. این در حالی است ‌که تحلیل‌های رگرسیونی نشان داد از میان چهار مسیر اصلی برای دین‌داری، مسیر "تقاضای فعالانه" دارای قوی‌ترین و "تقاضای منفعلانه" واجد ضعیف‌ترین ضریب تأثیر بر میزان دین‌داری افراد هستند. در یک نگاه دقیق‌تر مشخص شد پنج مسیر از شش مسیر فرعی که دارای ضرایب رگرسیونی معنادار برای توضیح واریانس میزان دین‌داری هستند تقاضامحورند و تنها یک مسیر (جامعه‌پذیری دینی) عرضه‌محور است. از طرفی، شدت ضرایب تأثیر مسیرهای فعالانه به‌‌نحو مشهودی از ضرایب تأثیر مسیرهای منفعلانه بیشتر است. لذا مقایسة میان محورهای دین‌داری نشان می‌دهد مسیرهای متفرع از محورهای فعالانه بیش از منفعلانه و مسیرهای تقاضامحور بیش از عرضه‌محور بر میزان دین‌داری افراد، تأثیرگذارند. به‌عبارت دیگر، بهترین مسیرهای دین‌دار شدن، از تقاطع طلب (تقاضا) و اراده (فعال‌بودن) عبور می‌کنند (تقاضای فعالانه). در مجموع، حدود 62 درصد از تغییرات در میزان دین‌داری توسط نه متغیر (مسیرهای فرعی) مذکور تبیین شده است.