رهیافت روایی به اصول تعامل قرآن با فرهنگ زمانه در کشاکش عرفپذیری و جهلستیزی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران
2 استاد تمام گروه فلسفه و کلام دانشگاه قم، قم، ایران
3 استادیار گروه شیعهشناسی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
doi
10.22034/jis.2021.285953.1657چکیده
قرآن با هدف هدایت بشر از ظلمت به سمت نور در جامعهای نازل شد که آمیخته به باورها و سنتهای جاهلی بود. از اینرو به اقتضای هدفش میبایست به اصلاح فرهنگ جامعه و مبارزه با عناصر جاهلی میپرداخت. از سوی دیگر، چون برای تأثیرگذاری و تحولآفرینی نیازمند پذیرش و مقبولیت اجتماعی بود، ناگزیر باید اقتضائات فرهنگ زمانه را نیز رعایت میکرد. پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که: قرآن، در میانه دو ضرورت عرفپذیری و جهلستیزی، مبتنی بر چه اصولی با فرهنگ زمانه تعامل کرده است؟ نظر به آنکه روایات معصومان (ع) شناختنامه قرآن است، پژوهش حاضر این مسئله را در رهیافتی روایی و با روش توصیفیتحلیلی بررسی کرده و به این نتیجه دست یافته است که اصولی همچون همزبانی با زبان قوم، محصورنشدن در نظام فکریفرهنگی زمانه، رعایت اصل تدرّج در اصلاح اجتماعی، همراهی مقطعی با رسومات، پرداختن به مسائل روز، مراقبت از جامعه در مقابل انحرافات نوپدید و در نظر گرفتن ظرفیت افراد، مبنای تعامل قرآن با فرهنگ زمانه بوده است.