پدیدارشناسی زندگی پس از اخراج از کارخانه
نویسندگان
1 گروه جامعه شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22080/ssi.2019.14880.1495چکیده
تعطیلی کارخانه ذوبآهن استان کردستان سبب اخراج نیروی کار کارخانه شد و پیگیریهای متعدد کارکنان اخراج شده در سطوح نهادی مختلف به نتیجهای نرسید. افراد اخراج شده از کار و افراد بیکار را باید به لحاظ جامعهشناختی به عنوان دو گروه متمایز در نظر گرفت. دانش علمی موجود در کشور بیشتر متمرکز بر موضوع بیکاری و در حوزه مطالعات اقتصادی و با روش کمی است. بر همین اساس هدف کلی این تحقیق، مطالعه جامعه-شناختی پیامدهای اخراج از کار است. در راستای این هدف به بررسی تجربه زیسته کارکنان اخراجی به روش پدیدارشناسی توصیفی هفت مرحلهای کُلایزی پرداخته شد و چالشهای زندگی پس از اخراج از کارخانه مورد شناسایی قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان میدهد که مهمترین مسائل کارکنان اخراج شده را میتوان در چهار مقوله اصلی که شامل مسائل شغلی و مالی (با 9 مقوله فرعی)، مسائل خانوادگی (با 5 مقوله فرعی)، مسائل اجتماعی (با 7 مقوله فرعی) و مسائل روانی (با 7 مقوله فرعی) دستهبندی نمود. پروژههای صنعتی بزرگی مانند کارخانه ذوبآهن باید به دور از ملاحظات سیاسی و همراه با مطالعه برآورد اقتصادی و ارزیابی تاثیر اجتماعی پروژهها پیش از آغاز به کار باشد.