الگوی رابطة بین دولت و سازمانهای غیردولتی در سیاستگذاری اجتماعی ایران
نویسندگان
1 گروه جامعهشناسی دانشگاه خوارزمی
doi
10.22080/ssi.2019.15119.1516چکیده
واقع امر این است که موفقترین سیاستهای اجتماعی آنهاییاند که با مدل «ترکیب رفاهی» و شراکت عاملیتهای چندگانة دولت، بخش خصوصی، جامعة مدنی، خانواده و نهادهای بینالمللی تدوین و اجرا میشوند. بنا به ضرورت حضور سازمانهای غیردولتی (NGOs) در سیاستگذاری اجتماعی، مقالة حاضر که مبتنی بر کاربست روش تحلیل محتوای کیفی و تکنیک مصاحبة عمیق نیمهساختاریافته با راهبرد نمونهگیری گلولهبرفی در بین 21 سازمان غیردولتی موفق در شهر تهران در عرصههای مختلف سیاستگذاری اجتماعی میباشد، روایتی است بر جایگاه این سازمانها در سیاستگذاری اجتماعی در ایران. نتایج نشان داد که واقعیت عاملیتِ سیاستگذاری اجتماعی در ایران، ماهیت دولتی دارد و موقعیت سازمانهای غیردولتی در این سیاستگذاری، موقعیتی تزئینی، ابزاری، نمایشی، سایهوار و سیاسی است، در بسیاری از موارد نقش آنها به مجریان صرفِ قوانین دولت و مؤسسات خدماتی تقلیل یافته و فاقد جایگاه مشخصی در سیاستگذاری اجتماعیاند. حتی در جاهایی که برخی از آنها در سیاستگذاری اجتماعی نقش دارند، نَهتنها نقش آنها محدود به مرحلة خاصی از چرخة سیاستگذاری اجتماعی (عمدتاً مرحلة اجرا) است، بلکه غالب آنها دچار دگردیسی هویتی شده و سازمانهایی وابسته به دولتاند (سازمانهای شبهغیردولتی/غیردولتیِ دولتی). نتایج تحقیق دلالت بر امتناع نقش سازمانهای غیردولتی در سیاستگذاری اجتماعی و به تعبیری امتناع اجتماعمحوری در سیاستگذاری اجتماعی ایران دارد.