کاربرد مدل جمعی تعمیم یافته و درخت طبقهبندی و رگرسیون در برآورد پراکنش رویشگاه بالقوه گونههای مرتعی (مطالعه موردی: مراتع خضری دشت بیاض، خراسان جنوبی)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد مرتعداری، دانشگاه زابل، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه علوم محیطی، دانشکده منابع طبیعی و علوم محیطی، دانشگاه ملایر، ایران
3 استادیار، گروه مرتع و آبخیزداری، دانشکده آب و خاک، دانشگاه زابل، ایران
4 استادیار، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی گلستان، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، گرگان، ایران
5 استادیار، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، ایران
doi
10.22092/ijrdr.2020.342106.1947چکیده
مدلهای پراکنش گونهها با کمیکردن ارتباط بین پراکنش گونهها و متغیرهای محیطی تأثیرگذار، اساس تصمیمات آگاهانه در مدیریت پوشش گیاهی هستند. هدف این پژوهش ارزیابی کارایی روشهای جمعی تعمیم یافته (GAM) و درخت طبقهبندی و رگرسیون (CART) در برآورد پراکنش رویشگاه بالقوه و شناخت نیازهای بومشناختی گونههای گیاهی در مراتع خضری دشت بیاض خراسان جنوبی بود. با توجه به شرایط منطقه و بازدید میدانی، نمونهبرداری از پوشش گیاهی بهروش تصادفی- سیستماتیک در سطحی حدود 14500 هکتار انجام شد. 18 متغیر محیطی شامل خصوصیات زمین، شاخص تراکم پوشش گیاهی (NDVI) و شاخص شوری بهعنوان تخمینگر برای تهیه نقشههای متغیرهای پیشگو مورد استفاده قرار گرفت. پس از انجام مدلسازی پیشبینی پراکنش رویشگاه با استفاده از روش CART و GAM در نرمافزار R 3.5.2، ارزیابی دقّت مدلها نیز با استفاده از آماره سطح زیرمنحنی (AUC) انجام شد. بعد از تعیین حد آستانه به روش TSS، نقشه پیوسته مطلوبیت به نقشه حضور/عدم حضور تبدیل و میزان تطابق نقشهها با شاخص کاپا محاسبه شد. بر اساس نتایج حاصل از مدلهای مورد استفاده، متغیرهای سطح پایه شبکه کانالها، فاصله عمودی به شبکه کانال، عمق دره، شاخص خیسی و موقعیت نسبی شیب در مطلوبیت رویشگاه برای استقرار گونهها تأثیرگذار هستند. در مجموع، روش GAM در برآورد دامنه پراکنش رویشگاه همه گونههای مورد بررسی از دقّت بالاتری برخوردار است ( ). بر اساس نقشههای حاصل از مدل GAM، بیشترین و کمترین وسعت رویشگاه بالقوه به گونههای S. rigida و T. serotina اختصاص دارد. بنابراین روشGAM میتواند در شناخت دقیق از نیازهای بومشناختی گونههای گیاهی و در نتیجه حدود پراکنش آنها در مقیاس محلی مفید باشد. در نتیجه پیشنهاد میشود این روش بهعنوان بخشی از یک سیستم پشتیبان مدیریتی در حفاظت و احیای پوشش گیاهی در مراتع خضری دشت بیاض مورد استفاده قرار گیرد.