Analyzing the variables affecting France's artistic diplomacy towards Iran in the 20th century By reflecting on the theory of James N. Rosenau
نویسندگان
1 Ph.D student of University of Tehran-Faculty of World Studies, Tehran, Iran (Corresponding author).
2 Member of the Faculty of World Studies, University of Tehran, Tehran, Iran.
doi
10.22034/irfa.2024.413008.1204چکیده
این مقاله با استفاده از نظریه ارائه شده توسط جیمز روزنو به تحلیل متغیرهای تاثیرگذار بر دیپلماسی هنری فرانسه در قبال ایران در قرن بیستم می پردازد. هدف این مطالعه درک پویایی پیچیده تبادل فرهنگی بین این دو کشور و روشن کردن مفهوم گستردهتر دیپلماسی هنری در قرن 20 است. نظریه روزنو بر اهمیت متغیرهای متعدد در شکلدهی روابط دیپلماتیک تاکید میکند و نقش بازیگران غیردولتی را در این فرآیند برجسته میکند. یافتهها ماهیت چند بعدی دیپلماسی هنری فرانسه در قبال ایران را برجسته میکنند و بر اهمیت انگیزههای سیاسی، قرابت فرهنگی و ملاحظات اقتصادی در شکلدهی این روابط تأکید میکنند. در پرداختن به متغیرهای روزنو پرسش این است کدام متغیر یا متغیرها در موفقیت دیپلماسی هنری فرانسه در تعامل با ایران قرن بیستم تاثیر گذار بوده اند؟ در پاسخ به این پرسش، باید از روش مطالعه اسنادی برای جمع آوری داده ها بهره برد. لذا از مدل پیوستگی روزنو برای آزمون پژوهش حاضر استفاده شده است. در تبیین مسالهی اصلی از روش تحلیل تماتیک (براون و کلارک) استفاده شده است. در مجموع، این مقاله تحلیلی جامع از متغیرهای مؤثر بر دیپلماسی هنری فرانسه در قبال ایران در قرن بیستم ارائه میکند. با استفاده از چارچوب نظری روزنو، نویسندگان درکی غنی از پویایی این رویه دیپلماتیک و پیامدهای آن برای روابط بینالملل ارائه میکنند.واژگان کلیدی: "دیپلماسی هنری"، " مدل پیوستگی"، " جیمز روزنو" ، "فرانسه"، "ایران".