مطالعه‌ی پتانسیل بیابان‌زایی بر اساس تغییرات کاربری اراضی و معیار اقلیم در دشت دامغان

نویسندگان

1 استادیار، گروه بیابان زدایی، دانشکده کویرشناسی، دانشگاه سمنان، ایران

2 استادیار موسسه آموزش و ترویج کشاورزی،سازمان تحقیقات،آموزش و ترویج کشاورزی،ایران

3 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد بیابان‌زدایی، دانشگاه سمنان، ایران

4 دانشیار، گروه بیابان‌زدایی، دانشکده کویرشناسی، دانشگاه سمنان، ایران

doi
10.22092/ijrdr.2020.121347
چکیده

در چهار دهه گذشته تغییرات کاربری اراضی در ایران به‌عنوان یک عامل انسانی بیابان‌زایی با سرعت فزاینده به وقوع پیوسته و منجر به تشدید روند تخریب اراضی در انواع کاربری­ها گردیده است. در این پژوهش با توجه به دامنه گسترده این تغییرات، از فن­آوری سنجش‌ازدور در ارزیابی تغییرات کاربری اراضی و پوشش گیاهی در دشت دامغان استفاده شد. اراضی منطقه با روش طبقه­بندی نظارت‌شده به سه کلاس با کاربری اراضی بایر، اراضی دارای پوشش گیاهی (کشاورزی و مرتعی) و شهری تقسیم گردید و تغییرات کاربری­ها در طی چهار دوره زمانی با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج حاکی از وجود روند افزایشی 184 و07/1 درصدی به ترتیب در سطح کاربری­های اراضی شهری و بایر و کاهش 7/15 درصدی در کاربری اراضی دارای پوشش گیاهی (کشاورزی و مرتعی) بوده است. با بهره­گیری از شاخص نرمال شده اختلاف پوشش گیاهی NDVI نیز نتایج حاصل از کلاسه­بندی پوشش گیاهی منطقه بدین‌صورت بود که کلاس یک (شاخص کوچک‌تر از صفر)، از 2/93  به 5/99 درصد افزایش، کلاس دو (شاخص بین 0 تا 2/0)، از6/5  به 38/0 درصد، کلاس سه (شاخص بین 2/ 0تا 5/0)، از 1/1 به 01/0 درصد و کلاس چهار (شاخص بین 5/ 0تا 1) از 03/0 درصد به صفر کاهش‌یافته است که حاکی از صحت یافته­های حاصل از بررسی تغییرات کاربری بوده و هر دو مؤید افزایش اراضی بایر و کاهش پوشش گیاهی می­باشند. همچنین با بهره­گیری از شاخص­های اقلیمی مدل ایرانی ارزیابی پتانسیل بیابان‌زایی نتایج حاصل از محاسبات 17 ساله در طی دوره آماری 1376 تا 1392 نشان­دهنده­ی روند کاهشی بیابان­زایی در سه کلاس ضعیف، شدید و بسیار شدید و روند افزایشی در کلاس متوسط بوده است. درنهایت با تلفیق یافته­های حاصل  از مدل ایرانی و نتایج حاصل از  روش­های سنجش‌ازدور، وجود روندی ضعیف از بیابان‌زایی بر اساس معیار اقلیم در منطقه مورد تائید قرار گرفت.