بررسی تأثیر عوامل دخیل در درک معنای استعارات و سنجش اعتبار روان‌شناختی آنها

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه فردوسی مشهد

2 دکتری زبان‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد عضو هیئت علمی موسسه آموزش عالی غیرانتفاعی بینالود مشهد

doi
10.22059/jolr.2015.54186
چکیده

 تحقیق حاضر، طرحی آزمایشی تصادفی است که در آن، به بررسی فرضیه برجستگی تدریجی[1] پرداخته شده است تا بررسی شود عامل مهم در دسترسی به معنا چیست. در فرضیه برجستگی تدریجی اعتقاد بر این است که در فرایند درک، ابتدا معنایی فعال می­شود که برجسته­تر است یعنی آشناتر، پربسامدتر، نمونه اولیه­تر و متداول­تر است و بافت نمی­تواند مانع فعال شدن این معنا شود. هدف از انجام تحقیق این است که مشخص شود آیا فرضیه برجستگی تدریجی در نمونه­های استعاره مورد بررسی در زبان فارسی صدق می­کند یا خیر. روش: محققان برای هرکدام از نمونه­های زبان تمثیلی، یک بافت مؤثر در معنای تحت­اللفظی آن عبارت و یک بافت مؤثر در معنای تمثیلی همان عبارت به وجود آوردند. نرم­افزار مورد استفاده، توانایی اندازه­گیری و ضبط زمان با دقت بیش از هزارم ثانیه را داشت. یافته­ها: از نتایج می­توان چنین استنباط کرد که نمونه­های استعاره، فرضیه برجستگی تدریجی را به صورت تمام و کمال تأیید نکردند. بنابراین فرضیه­های اصلی تحقیق، کاملاً تأیید نشدند و به نظر می­رسید بر خلاف پیش­بینی­های فرضیه برجستگی، بافت در بسیاری از موارد در درک بر معنای برجسته پیشی می­گیرد و تأثیر موازی یکدیگر ندارند.   [1].Graded Salience Hypothesis