مدل جامعه‌شناختی فریب پنهانی در بازار ایران (مطالعه موردی شهر قم)

نویسندگان

1 پژوهشگر

2 عضو هیئت علمی

3 عضو هیات علمی

doi
10.22080/ssi.2018.1740
چکیده

یکی از پدیده­های رایج در جامعة بازار، پدیدة «فریب پنهانی» است. هدف پژوهش حاضر دستیابی به مدلی برای تبیین علل روی آوری کسبه، پیشه­وران و بازاریان به پدیدة فریب پنهانی در شهر قم است. روش پژوهش، کیفی، از نوع بنیادی و بر مبنای نظریة بازکاوی بود. اعتبار طیف مفهومی و مقولات از طریق مراجعه به داوران و کارشناسان مشخص گردید. شرکت کنندگان پژوهش، کسبه و پیشه­وران شهر قم به تعداد 45 نفر بودند. برای تحلیل داده­ها، از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج نشان داد عمده­ترین شرایط علی مؤثر در وقوع پدیدة «فریب پنهانی»، عبارت­اند از: ضعف دینداری، رفتارهای توجیهی/جبرانی، سوء مدیریت در کسب و کار، طمع­ورزی، ضعف اخلاق حرفه­ای، عدم نظارت صحیح، ضعف آموزش، دستیابی سریع به اهداف. علاوه بر آن، زمینه­ها، شرایط مداخله­گر، پدیده، راهبردها و پیامدهای پدیده نیز در قالب مدل پارادایمی به تصویر کشیده شد. نتایج پژوهش حاضر مؤید نظریة مثلث تقلب دونالد کریسی(1953)، بود و ابعاد جدیدی به آن افزود.