بررسی عوامل موثر بر جایگاه زنان در ساختار قدرت نهاد خانواده (نمونه موردی: زنان متأهل شهر شیراز)

نویسندگان

1 دانشگاه سراسری شیراز

2 دانشگاه سراسری شیراز

doi
10.22080/ssi.2017.1421
چکیده

     تا چند دهه قبل شکل مسلط خانواده در ایران، خانواده­ی گسترده تابع سنت و مذهب بود، که ریاست اصلی آن در اختیار پدر بود، اما تغییرات اجتماعی ناشی از انقلاب صنعتی با ایجاد تغییراتی در نقش­های اجتماعی زنان، زمینه را جهت تغییر ساختار قدرت در خانواده را فراهم نمود و سیستم مردسالاری سنتی را با چالش­هایی مواجه ساخت. موقعیت زنان نیز از نظر تحصیلات و پایگاه  اقتصادی ـ اجتماعی بهبود یافت و به دستیابی آنان در کنترل منابع و قدرت تصمیم­گیری در خانواده منجر گردید .با توجه به اصل مشورت، این واقعیتی غیرقابل انکار است که اگر هر دو همسر در تصمیم­گیری­ها مشارکت داشته باشند، نتایج بهتری نیز حاصل خواهد شد. پژوهش حاضر با استفاده از رویه­ی پیمایش و پرسشنامه در شهر شیراز، انجام می­شود. جمعیت نمونه 600 نفر از زنان متاهل هستند که از طریق نمونه­گیری طبقه­بندی سهمیه­ای انتخاب شدند. واکاوی داده‌ها با استفاده از تکنیک­های رگرسیون تک متغیره، چند متغیره و F تست نشانگر آن است که بین میزان پذیرش ارزش­های دینی در باب خانواده، دینداری، تحصیلات زن، شوهر و والدین، منزلت شغلی مرد با ساختار قدرت در خانواده ارتباط معناداری وجود دارد. از بین این عوامل ارزش­های دینی در باب و تحصیلات مادر به ترتیب بیشترین تأثیر را بر ساختار قدرت در خانواده دارند.