مدیریت منابع آب حوضه آبریز قرهسو استان گلستان در شرایط خشکسالی و حفظ محیط زیست: کاربرد نظریه بازی همکارانه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری اقتصاد کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
2 دانشیار گروه اقتصاد کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران
3 نویسندi مسئول و عضو هیئت علمی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، اصفهان، ایران
doi
10.30490/aead.2022.356039.1381چکیده
با توجه به تغییرات اقلیمی و لزوم حفاظت از محیط زیست به ویژه در مناطق خشک و نیمهخشک، اتخاذ سازوکاری جدید برای تخصیص عادلانه منابع آب کمیاب و منافع حاصل از آن بین ذینفعان ضروری است. در مطالعه حاضر، برای بررسی مدیریت منابع آب در شرایط خشکسالی و کمیابی آب در حوضه آبریز قرهسو در استان گلستان، از چارچوب نظریه بازی همکارانه استفاده شد و گردآوری داده های مورد نیاز برای طراحی مدل به شیوه پیمایشی و تکمیل پرسشنامه در سال زراعی 97-1396 صورت گرفت. همچنین، برای بررسی تمایل ذینفعان به شرکت در ائتلاف و تعیین میزان پایداری آن، از شاخص قدرت لامان و شاخص پایداری استفاده شد. نتایج نشان داد که با دستیابی به همکاری کامل، منافع کل حوضه افزایش مییابد. افزون بر این، بررسی شاخص پایداری نشان داد که در مجموع، در سناریوهای خشکسالی، ائتلاف بزرگ بر اساس نش هارسانی نسبت به ارزش شاپلی نوکلئولوس پایدارتر است. در نتیجه، باید همکاری بین ذینفعان در قالب شوراهای هماهنگی حوضه برای حفاظت از زیست بوم و حفظ منافع اقتصادی حوضه در شرایط کمیابی آب افزایش یابد. راهحلهای نظریه بازی همکارانه و شاخصهای پایداری مورد بررسی در مطالعة حاضر نشاندهنده اهمیت ترکیب رفتار راهبردی ذینفعان در طراحی سیاستهای قابل قبول و پایدار برای کاهش اثرات خشکسالی در حوضه بود. از این رو، توصیه میشود که از راهحل نش هارسانی برای بازتوزیع منافع حاصل از همکاری بین ذینفعان موجود در حوضه استفاده شود؛ به دیگر سخن، شایسته است توزیع منافع بین ذینفعان در حالت همکارانه بر اساس وزنهای نسبی صورت گیرد که بر مبنای بیشینة تقاضای آببران در حالت عدم همکاری محاسبه میشود.