نظریه تواناسازی زنان در نهاد آموزش عالی ایران

نویسندگان

1 دانشیار دانشگاه خوارزمی، دکتری علوم کتابداری و اطلاع رسانی، دانشکده دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی

2 دکترای مدیریت آموزش عالی؛ هیات علمی موسسه پژوهش و برتامه‌ریزی آموزش عالی

3 دانشیار دانشگاه الزهراء، دکتری آموزش و پرورش تطبیقی، دانشکده‌ی علوم تربیتی و روانشناسی

doi
چکیده

درجهان امروز نهاد آموزش‌عالی با تغییراتی بنیادین نسبت به گذشته مواجه است که تغییر جمعیت دانشجویی دختران از جمله عمده‌ترین آن‌هاست. به دنبال این سیر جهانی، نرخ ورود دانشجویان دختر به ‌دانشگاههای ایران نیز افزایش یافته، به ‌طوریکه نرخ ورود دختران به دانشگاه از 31% در ابتدای انقلاب به 64 درصد در سال تحصیلی 92-91 رسیده است. اما سیاست‌های اتخاذ شده در کشورهای مختلف برای این پدیده متفاوت است که برخی آن ‌را فرصتی برای تواناشدن دختران و برخی دیگر در شکل مشکلی اجتماعی با آن برخورد می‌کنند. اتخاذ کدام سیاست در نهاد آموزش عالی ایران منطقی و واقعی است؟  مهم، دیدن و شنیدن واقعیت در بافت آموزش‌عالی ایران است که دختران برای تجربه‌ی آن تلاش می‌کنند. نظریه‌‌پردازی داده‌بنیاد می‌تواند ابزاری برای پاسخ به این نیاز باشد. در این نگاه دیگر اهمیت یک نظریه به جهان‌شمولی آن نخواهد بود زیرا تاریخ بشر نشان داده است که انسان‌ها رویه‌های ثابتی را در بافت‌های گوناگون پیش نمی‌گیرند، بلکه اهمیت یک نظریه به منطبق بودن آن با بافت پژوهش و نیازی که از آن مرتفع خواهدکرد، می‌باشد.  لذا نظریه‌پردازی داده‌بنیاد می‌تواند ابزاری برای  تولید نظریات بومی و پرداختن به مسائل خاص جامعه ایرانی باشد که نمونه‌ی آن در تدوین نظریه "تواناسازی زنان در آموزش‌عالی ایران" در مقاله‌ی حاضر آورده شده است.